exerting

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɜːtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɜrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل فعلی حال exert

عبارات و ترکیب‌ها

exerting influence

اعمال نفوذ

exerting pressure

اعمال فشار

exerting effort

اعمال تلاش

exerting control

اعمال کنترل

exerting power

اعمال قدرت

exerting force

اعمال زور

exerting authority

اعمال اقتدار

exerting dominance

اعمال تسلط

exerting energy

اعمال انرژی

جملات نمونه

he is exerting a lot of effort in his studies.

او تلاش زیادی در تحصیلات خود به کار می‌گیرد.

the athlete is exerting herself to win the race.

ورزشکار تمام تلاش خود را برای بردن مسابقه می‌کند.

she is exerting influence in the decision-making process.

او نفوذ خود را در فرآیند تصمیم‌گیری اعمال می‌کند.

they are exerting pressure on the government to act.

آنها فشار وارد می‌کنند تا دولت اقدام کند.

exerting control over the project is essential for success.

اعمال کنترل بر روی پروژه برای موفقیت ضروری است.

he is exerting his rights as a citizen.

او از حقوق خود به عنوان یک شهروند استفاده می‌کند.

exerting energy during exercise is important for fitness.

استفاده از انرژی در طول ورزش برای تناسب اندام مهم است.

the manager is exerting authority over the team.

مدیر اقتدار خود را بر تیم اعمال می‌کند.

she is exerting her creativity in the new project.

او خلاقیت خود را در پروژه جدید به کار می‌گیرد.

he is exerting himself to improve his skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود تلاش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید