exhibitionists

[ایالات متحده]/[ˌeksɪˈbɪʃənɪst]/
[بریتانیا]/[ˌeksɪˈbɪʃənɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که لذت می‌برند در نمایش خود به دیگران، به ویژه در جمع عمومی؛ فردی که چیزی را نمایش می‌دهد، به ویژه هنر یا کالا.

عبارات و ترکیب‌ها

exhibitionists thrive

تبلور گذاران نمایشگر

be exhibitionists

گذاران نمایشگر باشید

watching exhibitionists

گذاران نمایشگر را مشاهده کردن

exhibitionists' behavior

رفتار گذاران نمایشگر

group of exhibitionists

گروهی از گذاران نمایشگر

were exhibitionists

گذاران نمایشگر بودند

exhibitionists' show

نمایش گذاران نمایشگر

calling exhibitionists

گذاران نمایشگر را فراخواندن

exhibitionists posing

گذاران نمایشگر که پوز می‌کنند

shocked exhibitionists

گذاران نمایشگر شوک‌خورده

جملات نمونه

the police are investigating a group of exhibitionists who were filmed in a public park.

پلیس در حال بررسی گروهی از نمایشگرها هستند که در یک پارک عمومی فیلم برداری شدند.

we warned the children not to emulate the behavior of exhibitionists they saw online.

ما به کودکان یادآوری کردیم که رفتار نمایشگرها را که آنلاین دیده اند، نقل کنند.

the city council passed a bylaw to deter exhibitionists from public displays of indecency.

شورای شهر قانونی را تصویب کرد تا نمایشگرها را از نمایش‌های نامناسب در جمع عموم بازدارد.

the area was known for attracting exhibitionists, prompting increased patrols by security.

این منطقه به دلیل جذب نمایشگرها معروف بود، که منجر به افزایش گشت‌زنی امنیت شد.

the witness described the exhibitionists as being young and seemingly reckless.

شاهد نمایشگرها را جوان و به نظر می‌رسد بی‌ملاحظه توصیف کرد.

social media platforms have struggled to remove content posted by exhibitionists.

پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی در حذف محتوایی که توسط نمایشگرها منتشر شده است، دچار مشکل شده‌اند.

the park ranger cautioned visitors about the presence of potential exhibitionists in the area.

رanger پارک به بازدیدکنندگان هشدار داد که نمایشگرها احتمالی در این منطقه حضور دارند.

the security cameras were installed to catch exhibitionists and prevent further incidents.

دوربین‌های امنیتی نصب شدند تا نمایشگرها را دستگیری کرده و وقوع حوادث بیشتر را جلوگیری کنند.

the legal system has specific laws to address the actions of exhibitionists.

سیستم حقوقی قوانین خاصی برای مواجهه با اقدامات نمایشگرها دارد.

the community rallied to raise awareness about the dangers posed by exhibitionists.

جامعه جمع گردید تا افراد را در مورد خطراتی که نمایشگرها ایجاد می‌کنند آگاه کند.

the online forum was shut down after it became a haven for exhibitionists.

این форум آنلاین پس از اینکه به یک پناهگاه برای نمایشگرها تبدیل شد، مسدود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید