expansionary monetary policy
سیاست پولی انبساطی
expansionary fiscal policy
سیاست مالی انبساطی
the empire's expansionary policies in Asia.
سیاست های توسعه طلبانه امپراتوری در آسیا.
The government implemented an expansionary fiscal policy to stimulate economic growth.
دولت یک سیاست مالی توسعهگرا برای تحریک رشد اقتصادی اجرا کرد.
Expansionary monetary policy aims to increase the money supply and lower interest rates.
سیاست پولی توسعهگرا با هدف افزایش عرضه پول و کاهش نرخ بهره است.
During an expansionary phase, businesses tend to invest more in new projects.
در طول یک دوره توسعه، کسب و کارها تمایل دارند بیشتر در پروژه های جدید سرمایه گذاری کنند.
The central bank may use expansionary measures to combat deflation.
بانک مرکزی ممکن است از اقدامات توسعهگرا برای مقابله با کاهش قیمتها استفاده کند.
Expansionary policies can lead to inflation if not carefully managed.
سیاستهای توسعهگرا میتوانند منجر به تورم شوند اگر به درستی مدیریت نشوند.
An expansionary period in the economy usually results in increased consumer spending.
یک دوره توسعه در اقتصاد معمولاً منجر به افزایش هزینههای مصرفکننده میشود.
The company announced an expansionary strategy to enter new markets.
شرکت یک استراتژی توسعهگرا برای ورود به بازارهای جدید اعلام کرد.
Expansionary measures are often used to stimulate job creation and reduce unemployment rates.
اقدامات توسعهگرا اغلب برای تحریک ایجاد شغل و کاهش نرخ بیکاری استفاده میشوند.
The expansionary phase of the business cycle is characterized by rising GDP and consumer confidence.
دوره توسعهای چرخه تجاری با افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش اعتماد مصرفکننده مشخص میشود.
Some economists argue that expansionary policies can lead to unsustainable levels of debt.
برخی از اقتصاددانان استدلال میکنند که سیاستهای توسعهگرا میتوانند منجر به سطوح غیرقابل sustain شدن بدهی شوند.
expansionary monetary policy
سیاست پولی انبساطی
expansionary fiscal policy
سیاست مالی انبساطی
the empire's expansionary policies in Asia.
سیاست های توسعه طلبانه امپراتوری در آسیا.
The government implemented an expansionary fiscal policy to stimulate economic growth.
دولت یک سیاست مالی توسعهگرا برای تحریک رشد اقتصادی اجرا کرد.
Expansionary monetary policy aims to increase the money supply and lower interest rates.
سیاست پولی توسعهگرا با هدف افزایش عرضه پول و کاهش نرخ بهره است.
During an expansionary phase, businesses tend to invest more in new projects.
در طول یک دوره توسعه، کسب و کارها تمایل دارند بیشتر در پروژه های جدید سرمایه گذاری کنند.
The central bank may use expansionary measures to combat deflation.
بانک مرکزی ممکن است از اقدامات توسعهگرا برای مقابله با کاهش قیمتها استفاده کند.
Expansionary policies can lead to inflation if not carefully managed.
سیاستهای توسعهگرا میتوانند منجر به تورم شوند اگر به درستی مدیریت نشوند.
An expansionary period in the economy usually results in increased consumer spending.
یک دوره توسعه در اقتصاد معمولاً منجر به افزایش هزینههای مصرفکننده میشود.
The company announced an expansionary strategy to enter new markets.
شرکت یک استراتژی توسعهگرا برای ورود به بازارهای جدید اعلام کرد.
Expansionary measures are often used to stimulate job creation and reduce unemployment rates.
اقدامات توسعهگرا اغلب برای تحریک ایجاد شغل و کاهش نرخ بیکاری استفاده میشوند.
The expansionary phase of the business cycle is characterized by rising GDP and consumer confidence.
دوره توسعهای چرخه تجاری با افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش اعتماد مصرفکننده مشخص میشود.
Some economists argue that expansionary policies can lead to unsustainable levels of debt.
برخی از اقتصاددانان استدلال میکنند که سیاستهای توسعهگرا میتوانند منجر به سطوح غیرقابل sustain شدن بدهی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید