explainability

[ایالات متحده]/ɪkˌspleɪnəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ɪkˌspleɪnəˈbɪləti/

ترجمه

n. خاصیت قابل توضیح یا درک شدن؛ قابل تفسیر بودن (به ویژه یک مدل یا سیستم)

عبارات و ترکیب‌ها

model explainability

قابل توضیح بودن مدل

improving explainability

افزایش قابل توضیح بودن

ensure explainability

ضمن قابل توضیح بودن

increase explainability

افزایش قابل توضیح بودن

lack explainability

کمبود قابل توضیح بودن

explainability matters

قابل توضیح بودن اهمیت دارد

explainability requirements

نیازمندی‌های قابل توضیح بودن

explainability constraints

محدودیت‌های قابل توضیح بودن

high explainability

قابل توضیح بودن بالا

explained explainability

قابل توضیح بودن توضیح داده شده

جملات نمونه

the explainability of the model improves user trust.

قابلیت توضیح دادن مدل اعتماد کاربران را افزایش می‌دهد.

we need greater explainability in our ai decisions.

ما نیاز به قابلیت توضیح دادن بیشتر در تصمیمات هوش مصنوعی ما داریم.

regulators demand explainability for automated credit scoring.

مراجع نظارتی قابلیت توضیح دادن را برای امتیازدهی اعتباری خودکار می‌طلبد.

our team is working on explainability methods for deep learning.

تیم ما روی روش‌های قابلیت توضیح دادن برای یادگیری عمیق کار می‌کند.

explainability is a key requirement for high-stakes applications.

قابلیت توضیح دادن یک نیازمندی کلیدی برای کاربردهای با ریسک بالا است.

without explainability, stakeholders may reject the system.

بدون قابلیت توضیح دادن، ذینفعان ممکن است سیستم را رد کنند.

we evaluated explainability alongside accuracy and fairness.

ما قابلیت توضیح دادن را در کنار دقت و عدالت ارزیابی کردیم.

the report highlights the trade-off between performance and explainability.

گزارش میان‌برداری بین عملکرد و قابلیت توضیح دادن را روشن می‌کند.

adding constraints can increase explainability but reduce flexibility.

افزودن محدودیت‌ها می‌تواند قابلیت توضیح دادن را افزایش دهد اما انعطاف‌پذیری را کاهش می‌دهد.

explainability tools help identify spurious correlations.

ابزارهای قابلیت توضیح دادن به شناسایی همبستگی‌های نادرست کمک می‌کنند.

we prioritize explainability to support transparent decision-making.

ما قابلیت توضیح دادن را اولویت می‌دهیم تا تصمیم‌گیری شفاف را حمایت کنیم.

the client requested a clear explainability audit trail.

مشتری یک ردیابی بازرسی واضح قابلیت توضیح دادن را درخواست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید