explanations

[ایالات متحده]/ˌɛkspləˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛkspləˈneɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع توضیح؛ کلمات، حقایق یا موقعیت‌هایی که دلیل چیزی را روشن می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

clear explanations

توضیحات واضح

detailed explanations

توضیحات دقیق

written explanations

توضیحات کتبی

brief explanations

توضیحات مختصر

simple explanations

توضیحات ساده

alternative explanations

توضیحات جایگزین

scientific explanations

توضیحات علمی

visual explanations

توضیحات بصری

logical explanations

توضیحات منطقی

complex explanations

توضیحات پیچیده

جملات نمونه

his explanations were clear and concise.

توضیحات او واضح و مختصر بود.

she provided detailed explanations for her decisions.

او توضیحات مفصلی برای تصمیمات خود ارائه کرد.

the teacher's explanations helped the students understand the topic.

توضیحات معلم به دانش آموزان کمک کرد تا موضوع را درک کنند.

there were many explanations for the unexpected results.

توضیحات زیادی برای نتایج غیرمنتظره وجود داشت.

his explanations often included examples for better understanding.

توضیحات او اغلب شامل مثال هایی برای درک بهتر بود.

the manual contains several explanations about the features.

دفترچه راهنما حاوی چندین توضیح در مورد ویژگی ها است.

we need more explanations to clarify the situation.

ما به توضیحات بیشتری برای روشن شدن وضعیت نیاز داریم.

her explanations were met with skepticism by the audience.

توضیحات او با شک و تردید توسط مخاطبان مواجه شد.

clear explanations can enhance learning outcomes.

توضیحات واضح می تواند نتایج یادگیری را بهبود بخشد.

the scientist provided thorough explanations of the experiment.

دانشمند توضیحات کامل و جامعی از آزمایش ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید