exterminator

[ایالات متحده]/ɪkˈstɜː.mɪ.neɪ.tər/
[بریتانیا]/ɪkˈstɜr.mɪˌneɪ.tər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا عاملی که آفات را نابود می‌کند؛ ماده‌ای که برای کشتن آفات استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pest exterminator

حذف آفات

exterminator service

خدمات دفع آفات

bed bug exterminator

حذف کنه‌های تخت

exterminator company

شرکت دفع آفات

termite exterminator

حذف موریانه

rodent exterminator

حذف جوندگان

professional exterminator

حذف آفات حرفه‌ای

local exterminator

حذف آفات محلی

exterminator quote

پیشنهاد قیمت دفع آفات

exterminator appointment

قرار ملاقات با دفع آفات

جملات نمونه

the exterminator arrived to take care of the pest problem.

حذف‌کننده برای رفع مشکل آفات رسید.

we called an exterminator to get rid of the termites.

ما برای خلاص شدن از شر موریانه‌ها با یک حذف‌کننده تماس گرفتیم.

the exterminator used safe chemicals for the treatment.

حذف‌کننده از مواد شیمیایی ایمن برای درمان استفاده کرد.

it's important to hire a licensed exterminator.

بسیار مهم است که یک حذف‌کننده دارای مجوز استخدام کنید.

the exterminator provided a warranty for his services.

حذف‌کننده برای خدمات خود گارانتی ارائه داد.

after the exterminator's visit, we noticed fewer pests.

پس از بازدید حذف‌کننده، متوجه شدیم آفات کمتری وجود دارد.

we set up an appointment with the exterminator for next week.

ما یک قرار ملاقات با حذف‌کننده برای هفته آینده تنظیم کردیم.

the exterminator recommended sealing all entry points.

حذف‌کننده توصیه کرد تمام نقاط ورودی را مسدود کنید.

hiring an exterminator can save you time and effort.

استخدام یک حذف‌کننده می‌تواند در زمان و تلاش شما صرفه‌جویی کند.

the exterminator explained the treatment process thoroughly.

حذف‌کننده فرآیند درمان را به طور کامل توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید