exudates

[ایالات متحده]/[ˌeksjuˈdeɪts]/
[بریتانیا]/[ˌeksjuˈdeɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موادی که از یک بدن یا ماده نشت یا خروج می‌کنند؛ یک فرد یا سازمان که ویژگی یا احساس خاصی انتشار می‌دهد.
v. از یک بدن یا ماده نشت یا خروج کن؛ انتشار یا نمایش یک ویژگی یا احساس خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

exudates charm

پرشر夫ت

exudated scent

بوی پخش شده

exudates light

نور پخش شده

exudates elegance

زیبایی پخش شده

exudates passion

عشق پخش شده

جملات نمونه

the wound began to exude a thick, yellow fluid.

جراحه شروع به ترشح مایع زرد ضخیم کرد.

we collected samples of the plant's exudates for analysis.

ما نمونه‌های ترشحات گیاه را جهت تحلیل جمع‌آوری کردیم.

the abscess was exuding pus and causing significant pain.

آبسес ترشح پوس و درد معنی‌داری ایجاد می‌کرد.

the tree's bark exudes a sticky resin that repels insects.

پوست درخت ترشح رزین چسبنده‌ای می‌کند که حشرات را دفع می‌کند.

the patient's skin was exuding a clear, watery exudate.

پوست بیمار ترشح مایع روشن و آبکی داشت.

the fungal infection caused the plant to exude a milky substance.

عفونت قارچی باعث شد گیاه ترشح مایع شیری کند.

the surgeon carefully removed the exudates from the surgical site.

جراح با دقت ترشحات را از محل جراحی حذف کرد.

the lab tested the exudates to identify the bacterial source.

آزمایشگاه ترشحات را برای شناسایی منبع باکتریایی آزمایش کرد.

the lesion continued to exude fluid despite antibiotic treatment.

لکه به طور مداوم مایع ترشح می‌کرد در حالی که درمان آنتی‌بیوتیکی انجام شده بود.

the plant exudes a pleasant aroma, especially after rainfall.

گیاه عطر لذت‌بخشی ترشح می‌کند، به ویژه پس از باران.

we observed the exudates to determine the stage of the disease.

ما ترشحات را مشاهده کردیم تا مرحله بیماری را تعیین کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید