fabricator

[ایالات متحده]/'fæbrikeitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که چیزهایی را خلق یا ساخت می‌کند، به‌ویژه با قصد فریب یا جعل.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

skilled fabricator

صنع‌کار ماهر

metal fabricator

صنع‌کار فلز

experienced fabricator

صنع‌کار با تجربه

fabricator of lies

ساخته‌کننده دروغ

جملات نمونه

The fabricator used high-quality materials for the project.

سازنده از مواد با کیفیت بالا برای پروژه استفاده کرد.

The fabricator specializes in custom metalwork.

سازنده در ساخت فلزات سفارشی تخصص دارد.

It's important to choose a reliable fabricator for your construction project.

انتخاب یک سازنده قابل اعتماد برای پروژه ساختمانی شما مهم است.

The fabricator was skilled at creating intricate designs.

سازنده در ایجاد طرح های پیچیده مهارت داشت.

The fabricator was known for his attention to detail.

سازنده به دلیل توجه به جزئیات شناخته شده بود.

The fabricator was able to fabricate a prototype in a short amount of time.

سازنده توانست یک نمونه اولیه را در مدت زمان کوتاهی بسازد.

The fabricator worked closely with the designer to bring the concept to life.

سازنده به طور نزدیک با طراح همکاری کرد تا مفهوم را زنده کند.

The fabricator had a reputation for delivering projects on time.

سازنده به دلیل تحویل پروژه ها به موقع شهرت داشت.

The fabricator's workshop was equipped with state-of-the-art machinery.

کارگاه سازنده مجهز به ماشین آلات پیشرفته بود.

The fabricator's attention to quality made him a sought-after partner in the industry.

توجه سازنده به کیفیت باعث شد تا او به یک شریک مورد نظر در صنعت تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید