factory-installed

[ایالات متحده]/[ˈfækt(ə)ri ˌɪnˈstɔːld]/
[بریتانیا]/[ˈfæk(t)əˌrɪˈstɔːld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قبلاً توسط سازنده نصب شده است؛ قبل از ارسال محصول در کارخانه نصب شده است.
v. توسط سازنده نصب شود.

عبارات و ترکیب‌ها

factory-installed software

نرم‌افزار نصب‌شده در کارخانه

factory-installed memory

حافظه نصب‌شده در کارخانه

was factory-installed

در کارخانه نصب شده بود

factory-installed options

گزینه‌های نصب‌شده در کارخانه

factory-installed hard drive

دیسک سخت نصب‌شده در کارخانه

having factory-installed

دارای نصب‌شده در کارخانه

factory-installed features

ویژگی‌های نصب‌شده در کارخانه

factory-installed security

امنیت نصب‌شده در کارخانه

factory-installed parts

قطعات نصب‌شده در کارخانه

جملات نمونه

the car had factory-installed navigation, which was very convenient.

این ماشین دارای ناوبری نصب شده توسط کارخانه بود که بسیار مفید بود.

we appreciated the factory-installed security system in the new house.

ما از سیستم امنیتی نصب شده توسط کارخانه در خانه جدید خوش قسمت بودیم.

the laptop came with factory-installed windows and microsoft office.

لaptop با سیستم عامل ویندوز و مایکروسافت افیس نصب شده توسط کارخانه آماده بود.

the rv included a factory-installed generator for off-grid power.

ای. وی. شامل یک ژنراتور نصب شده توسط کارخانه برای تولید برق خارج از شبکه بود.

the speakers were factory-installed and provided excellent sound quality.

سخنران‌ها نصب شده توسط کارخانه بودند و کیفیت صوت بسیار خوبی فراهم می‌کردند.

the boat had factory-installed fish finders and a gps unit.

این قایق دارای دستگاه‌های جستجوی ماهی و یک واحد گی‌پی‌اس نصب شده توسط کارخانه بود.

the refrigerator featured a factory-installed ice maker and water dispenser.

یخچال دارای یک دستگاه تولید یخ و یک دستگاه آب نصب شده توسط کارخانه بود.

the motorcycle had factory-installed anti-lock brakes for added safety.

موتور سیکلت دارای فرکی‌های ضد قفل شدن نصب شده توسط کارخانه برای ایمنی بیشتر بود.

the solar panels were factory-installed on the roof of the building.

پنل‌های خورشیدی روی سقف ساختمان نصب شده توسط کارخانه بودند.

the drone came with factory-installed cameras and a long battery life.

درونو با دوربین‌های نصب شده توسط کارخانه و عمر باتری طولانی آماده بود.

the treadmill included factory-installed heart rate sensors.

تندروم دارای سنسورهای نابض قلب نصب شده توسط کارخانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید