freezing fahrenheits
دمای منجمد فارنهایت
boiling fahrenheits
دمای جوش فارنهایت
high fahrenheits
دمای بالای فارنهایت
low fahrenheits
دمای پایین فارنهایت
negative fahrenheits
دمای منفی فارنهایت
above fahrenheits
بالای فارنهایت
below fahrenheits
زیر فارنهایت
warm fahrenheits
دمای گرم فارنهایت
cool fahrenheits
دمای خنک فارنهایت
fahrenheits scale
مقیاس فارنهایت
the temperature reached over one hundred degrees fahrenheit today.
امروز دما از صد درجه فارنهایت بیشتر شد.
in fahrenheit, water freezes at thirty-two degrees.
در فارنهایت، آب در دمای سی و دو درجه یخزدگی دارد.
the weather forecast predicts highs of ninety degrees fahrenheit this weekend.
پیشبینی هواشناسی نشان میدهد که این آخر هفته دمای هوا به نود درجه فارنهایت خواهد رسید.
it's hard to convert celsius to fahrenheit without a calculator.
تبدیل سلسیوس به فارنهایت بدون ماشین حساب دشوار است.
my oven is set to four hundred degrees fahrenheit for baking.
فر من برای پختن روی ۴۰۰ درجه فارنهایت تنظیم شده است.
the recipe calls for cooking at three hundred fifty degrees fahrenheit.
دستور العمل پخت را در دمای ۳۵۰ درجه فارنهایت لازم دارد.
many countries use celsius instead of fahrenheit for temperature measurement.
بسیاری از کشورها به جای فارنهایت از سلسیوس برای اندازهگیری دما استفاده میکنند.
he prefers to think in fahrenheit when discussing temperatures.
او ترجیح میدهد هنگام صحبت در مورد دماها، فارنهایت را در نظر بگیرد.
the difference between celsius and fahrenheit can be confusing.
تفاوت بین سلسیوس و فارنهایت میتواند گیجکننده باشد.
she adjusted the thermostat to maintain a comfortable seventy degrees fahrenheit.
او ترموستات را برای حفظ دمای ۷۰ درجه فارنهایت تنظیم کرد.
freezing fahrenheits
دمای منجمد فارنهایت
boiling fahrenheits
دمای جوش فارنهایت
high fahrenheits
دمای بالای فارنهایت
low fahrenheits
دمای پایین فارنهایت
negative fahrenheits
دمای منفی فارنهایت
above fahrenheits
بالای فارنهایت
below fahrenheits
زیر فارنهایت
warm fahrenheits
دمای گرم فارنهایت
cool fahrenheits
دمای خنک فارنهایت
fahrenheits scale
مقیاس فارنهایت
the temperature reached over one hundred degrees fahrenheit today.
امروز دما از صد درجه فارنهایت بیشتر شد.
in fahrenheit, water freezes at thirty-two degrees.
در فارنهایت، آب در دمای سی و دو درجه یخزدگی دارد.
the weather forecast predicts highs of ninety degrees fahrenheit this weekend.
پیشبینی هواشناسی نشان میدهد که این آخر هفته دمای هوا به نود درجه فارنهایت خواهد رسید.
it's hard to convert celsius to fahrenheit without a calculator.
تبدیل سلسیوس به فارنهایت بدون ماشین حساب دشوار است.
my oven is set to four hundred degrees fahrenheit for baking.
فر من برای پختن روی ۴۰۰ درجه فارنهایت تنظیم شده است.
the recipe calls for cooking at three hundred fifty degrees fahrenheit.
دستور العمل پخت را در دمای ۳۵۰ درجه فارنهایت لازم دارد.
many countries use celsius instead of fahrenheit for temperature measurement.
بسیاری از کشورها به جای فارنهایت از سلسیوس برای اندازهگیری دما استفاده میکنند.
he prefers to think in fahrenheit when discussing temperatures.
او ترجیح میدهد هنگام صحبت در مورد دماها، فارنهایت را در نظر بگیرد.
the difference between celsius and fahrenheit can be confusing.
تفاوت بین سلسیوس و فارنهایت میتواند گیجکننده باشد.
she adjusted the thermostat to maintain a comfortable seventy degrees fahrenheit.
او ترموستات را برای حفظ دمای ۷۰ درجه فارنهایت تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید