falcon

[ایالات متحده]/'fɔː(l)k(ə)n/
[بریتانیا]/'fælkən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پرنده شکاری، به ویژه یک شاهین؛ نوعی رپتور.
Word Forms
جمعfalcons
صفت یا فعل حال استمراریfalconing

جملات نمونه

the aircraft is a derivative of the Falcon 20G.

این هواپیما مشتق از Falcon 20G است.

a cat that pounced on a mouse; watched the falcon pounce on the baby rabbit.

گربه‌ای که روی موش پرید؛ شاهد بود که شاهین روی خرگوش کوچک بپرد.

Although it is a member of the falcon family, the caracara looks little like a true falcon.

با وجود اینکه کاراکارا متعلق به خانواده شاهین است، بیشتر شبیه یک شاهین واقعی نیست.

Peregrine falcons usually pluck the feathers and strip the flesh off their bird prey.

شاهین‌های ولگرد معمولاً پرها را می‌کند و گوشت طعمه پرندگان خود را می‌گیرند.

FCA President's message, Regional Chapters, Falcon and Ranchero story, photographs.

پیام رئیس جمهور FCA، فصل‌های منطقه‌ای، داستان شاهین و رانچرو، عکس‌ها.

Lorimar: The Waltons, Eight Is Enough, Skag, Knots Landing, Dallas, Falcon Crest.

لوریمار: والتونز، هشت کافی است، اسکاگ، گره‌های بندر، دالاس، قله شاهین.

Robinson made a strong first impression at the Falcons' minicamp last week.Robinson, from Division I-AA Illinois State, doesn't have major college experience, but Jackson said he has NFL talent.

رابینسون هفته گذشته در اردوی کوچک شاهین‌ها، اولین تاثیر قوی را داشت. رابینسون، از ایالت ایلی‌نو Division I-AA، تجربه دانشگاهی ندارد، اما جکسون گفت که استعداد NFL دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید