fanaticism

[ایالات متحده]/fə'nætɪsɪz(ə)m/
[بریتانیا]/fə'nætɪsɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شور و شوق بیش از حد؛ ایمان کور؛ وسواس.
Word Forms

جملات نمونه

Your fanaticism followed the girl is wrong.

تعصب شما پیروی از آن دختر اشتباه است.

fanaticism can lead to violence

تعصب می‌تواند منجر به خشونت شود.

fanaticism can blind people to reason

تعصب می‌تواند مردم را نسبت به استدلال کور کند.

fanaticism often breeds intolerance

تعصب اغلب باعث عدم تحمل می‌شود.

fanaticism can be dangerous

تعصب می‌تواند خطرناک باشد.

religious fanaticism can divide communities

تعصب مذهبی می‌تواند جوامع را تقسیم کند.

fanaticism is often fueled by ignorance

تعصب اغلب توسط جهل تقویت می‌شود.

fanaticism can lead to extremism

تعصب می‌تواند منجر به افراط‌گری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید