fancifulness

[ایالات متحده]/ˈfæn.sɪ.fəl.nəs/
[بریتانیا]/ˈfæn.sɪ.fəl.nəs/

ترجمه

n. کیفیت خیالی بودن؛ تخیل یا فانتزی

عبارات و ترکیب‌ها

fancifulness in art

خلاقیت در هنر

fancifulness of dreams

خلاقیت در رویاها

fancifulness of ideas

خلاقیت در ایده‌ها

fancifulness and creativity

خلاقیت و نوآوری

fancifulness in literature

خلاقیت در ادبیات

fancifulness of stories

خلاقیت در داستان‌ها

fancifulness of imagination

خلاقیت در تخیل

fancifulness in fashion

خلاقیت در مد

fancifulness of nature

خلاقیت در طبیعت

fancifulness in design

خلاقیت در طراحی

جملات نمونه

her fancifulness often leads to creative ideas.

خلاقیت او اغلب منجر به ایده‌های خلاقانه می‌شود.

his fancifulness makes him a great storyteller.

خلاقیت او باعث می‌شود یک راوی داستان عالی باشد.

fancifulness can sometimes distract from reality.

خلاقیت گاهی اوقات می‌تواند باعث حواس‌پرتی از واقعیت شود.

the artist's fancifulness is reflected in her paintings.

خلاقیت هنرمند در نقاشی‌های او منعکس شده است.

children often display a natural fancifulness.

کودکان اغلب یک خلاقیت ذاتی نشان می‌دهند.

his fancifulness is both a blessing and a curse.

خلاقیت او هم یک موهبت و هم یک نفرین است.

the novel is filled with fancifulness and adventure.

این رمان پر از خلاقیت و ماجراجویی است.

she embraces her fancifulness as part of her identity.

او خلاقیت خود را بخشی از هویت خود می‌داند.

fancifulness can inspire innovation in design.

خلاقیت می‌تواند نوآوری در طراحی را الهام بخش کند.

his fancifulness often leads to unexpected solutions.

خلاقیت او اغلب منجر به راه‌حل‌های غیرمنتظره می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید