fart

[ایالات متحده]/fɑːt/
[بریتانیا]/fɑrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. عبور گاز
n. عبور گاز
Word Forms
شکل سوم شخص مفردfarts
جمعfarts
قسمت سوم فعلfarted
زمان گذشتهfarted
صفت یا فعل حال استمراریfarting

جملات نمونه

he was such an old fart .

او خیلی پیر و خرفت بود.

Some people are so undiscriminating that they say a Russian fart is fragrant. That too is subjectivism.

برخی از افراد آنقدر بی‌منطق هستند که می‌گویند دست‌اندازی روسی خوشبو است. این هم نوعی ذهنی‌گرایی است.

romi unlocker to fart in my face the full source code can be directly used by the test.

رومی بازکننده برای دست‌اندازی در صورتم، کد منبع کامل را می‌توان مستقیماً توسط تست استفاده کرد.

Mother cried. Father held Ender tight. Peter shook his hand and said, "You lucky little pinheaded fart-eater." Valentine kissed him and left her tears on his cheek.

مادر گریه کرد. پدر اندر را محکم در آغوش گرفت. پیتر دست او را فشرد و گفت: "تو خوش شانس کوچک با مغز کوچک و خورنده." والنتین او را بوسید و اشک هایش را روی گونه اش گذاشت.

He let out a loud fart in the quiet library.

او یک دست‌اندازی بلند در کتابخانه ساکت رها کرد.

She couldn't help but giggle at the sound of the fart.

او نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد وقتی صدای دست‌اندازی را شنید.

The smell of his fart lingered in the room.

بوی دست‌اندازی او در اتاق ماند.

He blamed the dog for the foul-smelling fart.

او سر تقصت را به سگ انداخت به خاطر دست‌اندازی بدبو.

The comedian joked about farting in public.

کمدین در مورد دست‌اندازی در ملا عام شوخی کرد.

She discreetly let out a silent fart during the meeting.

او به طور محتاطانه در حین جلسه یک دست‌اندازی بی‌صدا رها کرد.

The little boy burst into laughter after accidentally farting.

پسر کوچولو بعد از دست‌اندازی تصادفی به خنده افتاد.

He tried to hold in his fart while on the crowded bus.

او سعی کرد دست‌اندازی خود را در حین سوار شدن به اتوبوس شلوغ نگه دارد.

The old man blamed his fart on the spicy food he had for lunch.

مرد پیر دست‌اندازی خود را به غذای تند که برای ناهار خورده بود نسبت داد.

She pretended to be shocked when her friend let out a loud fart.

او وانمود کرد که شوکه شده است وقتی دوستش یک دست‌اندازی بلند رها کرد.

نمونه‌های واقعی

Yeah. Well, Kim smells her own farts.

بله. خوب، کیم بوی خودش را حس می‌کند.

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

I can't wait to watch your adventure lay a huge fart.

نمی‌توانم منتظر بمانم تا ماجراجویی شما یک گاز بزرگ بگیرد.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Five minutes ago you were making armpit farts.

پنج دقیقه پیش شما داشتید گاز زیر بغل می‌گرفتید.

منبع: The Best Mom

Terrific. The fart that pooped gold.

عالی. گازی که طلا دفع کرد.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

I don't care if it tastes like mother nature's fart.

من مهم نیستم اگر طعم آن مانند گاز طبیعت مادر باشد.

منبع: Learn English with Matthew.

So what is fart and where fart comes from?

پس گاز چیست و گاز از کجا می‌آید؟

منبع: Healthy little secrets

What? This is ridiculous, If I farted, I'd own up to it. I'm not a facker.

چی؟ این خنده دار است، اگر من گاز می‌گرفتم، مسئولیت آن را قبول می‌کردم. من یک فاکر نیستم.

منبع: Discussing American culture.

Carrie was given fart blanche around the house for the weekend.

به کری فارت بلانش در اطراف خانه برای آخر هفته داده شد.

منبع: Listening Digest

A spokesperson said the man had been doing other annoying things before he farted.

یک سخنگو گفت که مرد قبل از گاز گرفتن کاره آزاردهنده دیگری انجام داده است.

منبع: The Chronicles of Novel Events

Are you invisible and you're gonna, like, fart on me?

آیا شما نامرئی هستید و قراره مثل این گاز روی من بگیرید؟

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید