farther

[ایالات متحده]/ˈfɑːðə(r)/
[بریتانیا]/ˈfɑːrðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. علاوه بر این; در فاصله بیشتر; به میزان بیشتری
adj. دورتر; بیشتر; پیشرفته‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

go farther

رفتن دورتر

farther away

دورتر

farther than

دورتر از

farther distance

فاصله بیشتر

farther on

دورتر

see someone farther

دیدن کسی دورتر

جملات نمونه

The farther we went into the forest, the darker it became.

هرچه بیشتر به درون جنگل می‌رفتیم، هوا تاریک‌تر می‌شد.

She lived farther away from the city than I did.

او از من دورتر از شهر زندگی می‌کرد.

The store is farther down the street.

مغازه پایین‌تر در خیابان است.

He threw the ball farther than anyone else.

او توپ را دورتر از هر کسی پرتاب کرد.

I need to go farther to reach my goal.

من باید بیشتر بروم تا به هدفم برسم.

The train station is farther than I thought.

ایستگاه قطار از آنچه فکر می‌کردم دورتر است.

The mountain range stretches farther than the eye can see.

منطقه کوهستانی بسیار دورتر از آن چیزی که چشم می‌بیند کشیده شده است.

She is farther along in her career than I am.

او در حرفه خود از من جلوتر است.

The river flows farther than we can follow.

رودخانه بسیار دورتر از آنی که می‌توانیم دنبال کنیم جریان دارد.

The road goes farther than we anticipated.

جاده بسیار دورتر از آنچه پیش‌بینی می‌کردیم ادامه دارد.

نمونه‌های واقعی

Their beliefs moved much farther in that direction.

اعتقادات آنها بسیار دورتر در آن راستا پیش رفت.

منبع: Learning charging station

We look farther and farther afield, in previously unspoilt territory...

ما به دنبال مناطق دورتر و دورتر و مناطق بکر قبلی می‌گردیم...

منبع: "BBC Documentary: Home"

I must beg, therefore, to be importuned no farther on the subject'.

بنابراین، باید تقاضا کنم که دیگر در این مورد اصرار نکنند.

منبع: Pride and Prejudice - English Audio Version (Read by Emilia Fox)

Tonto brewers must travel farther for their bananas.

تنتوهای تولید کننده باید برای به دست آوردن موزهای خود مسافت بیشتری را طی کنند.

منبع: This month VOA Special English

Just pull back a little farther, like this.

فقط کمی بیشتر عقب بکشید، مثل این.

منبع: Genius Baby Bear LB

You're not going to go any farther than that.

شما از آن بیشتر پیش نخواهید رفت.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

Tom's jump was five centimeters farther than mine.

پرش تام پنج سانتی متر از من بیشتر بود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

" She can't go much farther. She'll die" .

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

Yes. It can drive much farther than most electric cars.

بله. این می‌تواند بسیار بیشتر از اکثر خودروهای برقی رانندگی کند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Because Webb is operating much farther from Earth than Hubble is.

زیرا وب در فاصله بسیار بیشتری از زمین نسبت به هابل کار می‌کند.

منبع: Wall Street Journal

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید