fathers

[ایالات متحده]/ˈfɑːðəz/
[بریتانیا]/ˈfɑːðərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پدر؛ والد مذکر؛ اجداد؛ کشیشان در کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس؛ خدا به عنوان یک شخصیت پدر
v. به عنوان پدر بودن؛ پرورش دادن؛ تأسیس کردن؛ مسئولیت پذیرفتن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید