febrifuge

[ایالات متحده]/ˈfɛbrɪfjuːdʒ/
[بریتانیا]/ˈfɛbrɪˌfjuʤ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی که تب را کاهش می‌دهد
adj. دارای اثر کاهش تب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

natural febrifuge

خواب‌آور طبیعی

effective febrifuge

خواب‌آور موثر

herbal febrifuge

خواب‌آور گیاهی

febrifuge dosage

دوز خواب‌آور

febrifuge treatment

درمان خواب‌آور

febrifuge properties

خواص خواب‌آور

febrifuge effects

اثرات خواب‌آور

febrifuge use

مصرف خواب‌آور

febrifuge medication

داروی خواب‌آور

febrifuge action

عملکرد خواب‌آور

جملات نمونه

the doctor prescribed a febrifuge to reduce the patient's fever.

پزشک برای کاهش تب بیمار داروی تب‌بر تجویز کرد.

after taking the febrifuge, she felt much better.

پس از مصرف داروی تب‌بر، او احساس بهتری کرد.

febrifuge is essential in treating high fevers.

داروی تب‌بر برای درمان تب‌های شدید ضروری است.

he always keeps a febrifuge in his medicine cabinet.

او همیشه یک داروی تب‌بر در کابینت دارویش دارد.

children often need a febrifuge when they are sick.

کودکان اغلب زمانی که بیمار هستند به داروی تب‌بر نیاز دارند.

consult your doctor before taking any febrifuge.

قبل از مصرف هر گونه داروی تب‌بر با پزشک خود مشورت کنید.

she administered a febrifuge to her son to alleviate his discomfort.

او برای تسکین ناراحتی پسرش داروی تب‌بر به او داد.

febrifuge can help bring down a high temperature quickly.

داروی تب‌بر می‌تواند به سرعت به کاهش دمای بالا کمک کند.

always follow the dosage instructions when using febrifuge.

همیشه هنگام استفاده از داروی تب‌بر دستورالعمل‌های دوز را دنبال کنید.

some febrifuge may cause side effects, so be cautious.

برخی از داروهای تب‌بر ممکن است عوارض جانبی ایجاد کنند، بنابراین مراقب باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید