ferrar

[ایالات متحده]/ˈfærə/
[بریتانیا]/ˈfærər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نوع تغییر یافته از نام خانوادگی انگلیسی فارار.
شکل‌های واژه
جمعferrars

جملات نمونه

enzo ferrari founded the company in 1939.

انزو فراری در سال 1939 شرکت را تأسیس کرد.

the bright red ferrari sped down the highway.

فerrarی قرمز روشن با سرعت در جاده پیش رفت.

he finally got to drive a ferrari.

او در نهایت مجاز به راندن یک فراری شد.

he bought a ferrari to celebrate his promotion.

او یک فراری خرید تا جهت جشن ترقیش.

the classic ferrari is a valuable collector's item.

فerrarی کلاسیک یک مورد ارزشمند جمع‌آوری‌کننده است.

we watched the ferrari cross the finish line first.

ما فerrarی را دیدیم که اولین فردی که خط پایان را عبور کرد.

the ferrari engine makes a distinct sound.

موتور فerrarی صدای متمایزی می‌سازد.

she hired a ferrari for her trip to italy.

او یک فerrarی را برای سفر خود به ایتالیا استخدام کرد.

only the wealthy can afford a ferrari.

فقط افراد ثروتمند می‌توانند یک فerrarی را تحمل کنند.

the mechanic is working on the ferrari.

تکنسین روی فerrarی کار می‌کند.

they sell ferrari cars in this showroom.

آن‌ها ماشین‌های فerrarی را در این نمایشگاه فروش می‌کنند.

the new ferrari model is unveiled next week.

مدل جدید فerrarی در هفته آینده اعلام می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید