filmmaking

[ایالات متحده]/ˈfɪlmˌmeɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪlmˌmeɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند ساخت فیلم؛ هنر یا کسب و کار تولید فیلم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

independent filmmaking

فیلمسازی مستقل

digital filmmaking

فیلمسازی دیجیتال

documentary filmmaking

فیلمسازی مستند

collaborative filmmaking

فیلمسازی مشارکتی

experimental filmmaking

فیلمسازی تجربی

narrative filmmaking

فیلمسازی روایی

student filmmaking

فیلمسازی دانشجویی

low-budget filmmaking

فیلمسازی با بودجه کم

commercial filmmaking

فیلمسازی تجاری

virtual filmmaking

فیلمسازی مجازی

جملات نمونه

filmmaking requires a lot of creativity.

ساخت فیلم به خلاقیت زیادی نیاز دارد.

many students are interested in filmmaking.

بسیاری از دانش آموزان به ساخت فیلم علاقه مند هستند.

filmmaking can be a collaborative process.

ساخت فیلم می تواند یک فرآیند مشارکتی باشد.

she pursued a career in filmmaking after college.

او پس از کالج وارد حرفه ساخت فیلم شد.

he has a passion for independent filmmaking.

او شور و اشتیاق زیادی برای ساخت فیلم مستقل دارد.

filmmaking involves various technical skills.

ساخت فیلم شامل مهارت های فنی مختلف است.

they attended a workshop on filmmaking techniques.

آنها در یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک های ساخت فیلم شرکت کردند.

filmmaking can tell powerful stories.

ساخت فیلم می تواند داستان های قدرتمندی را بیان کند.

he learned the basics of filmmaking in high school.

او اصول اولیه ساخت فیلم را در دبیرستان یاد گرفت.

filmmaking is a great way to express ideas.

ساخت فیلم راهی عالی برای بیان ایده ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید