filters

[ایالات متحده]/[ˈfɪltəz]/
[بریتانیا]/[ˈfɪltərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه یا قطعه‌ای که برای حذف مواد ناخواسته از یک مایع، گاز یا ماده‌ی دیگر استفاده می‌شود؛ مجموعه‌ای از معیارها یا شرایطی که برای فیلتر کردن داده‌ها یا اطلاعات استفاده می‌شود؛ شخصی یا چیز که از وقوع اتفاقی جلوگیری می‌کند.
v. حذف مواد ناخواسته از یک مایع، گاز یا ماده‌ی دیگر؛ تحت فرآیند غربالگری قرار دادن چیزی؛ جلوگیری از وقوع اتفاقی.

عبارات و ترکیب‌ها

filters out

فیلتر می‌کند

filters in

فیلتر می‌کند

using filters

با استفاده از فیلترها

filters installed

فیلترها نصب شده‌اند

filters light

نور فیلتر

filters water

فیلتر آب

filters data

فیلتر داده

filters noise

فیلتر نویز

filters images

فیلتر تصاویر

filters spam

فیلتر هرزنامه

جملات نمونه

we used several filters to remove the background noise from the recording.

ما از چندین فیلتر برای حذف نویز پس‌زمینه از ضبط استفاده کردیم.

the coffee shop offers various filters for their pour-over coffee.

کافی‌شاپ انواع فیلترها را برای قهوه دم‌نوش خود ارائه می‌دهد.

apply a red filter to the photo to create a warmer tone.

برای ایجاد رنگ گرم‌تر، یک فیلتر قرمز به عکس اعمال کنید.

the water filter keeps our drinking water clean and safe.

فیلتر آب، آب آشامیدنی ما را تمیز و سالم نگه می‌دارد.

he installed a new air filter in his car last week.

هفته گذشته یک فیلتر هوا جدید در ماشین خود نصب کرد.

the website uses filters to help users narrow their search results.

وب‌سایت از فیلترها برای کمک به کاربران در محدود کردن نتایج جستجوی خود استفاده می‌کند.

she put a uv filter on her camera lens to protect it.

او یک فیلتر UV روی لنز دوربین خود قرار داد تا از آن محافظت کند.

the pool filter needs to be cleaned regularly to maintain hygiene.

برای حفظ بهداشت، فیلتر استخر باید به طور منظم تمیز شود.

they added filters to the data to remove outliers and inconsistencies.

آنها فیلترهایی به داده‌ها اضافه کردند تا داده‌های پرت و ناسازگاری‌ها را حذف کنند.

the social media platform allows users to filter content by topic.

پلتفرم رسانه‌های اجتماعی به کاربران اجازه می‌دهد محتوا را بر اساس موضوع فیلتر کنند.

the oil filter prevents contaminants from entering the engine.

فیلتر روغن از ورود آلاینده‌ها به موتور جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید