finocchio

[ایالات متحده]/fɪˈnɒk.i.əʊ/
[بریتانیا]/fɪˈnɑː.ki.oʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رازیانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

finocchio salad

سالاد فنوشیو

finocchio seeds

دانه‌های فنوشیو

finocchio bulb

گل فنوشیو

finocchio flavor

طعم فنوشیو

finocchio dish

غذا با فنوشیو

finocchio recipe

دستور العمل فنوشیو

finocchio tea

چای فنوشیو

finocchio oil

روغن فنوشیو

finocchio soup

سوپ فنوشیو

finocchio garnish

تزیین با فنوشیو

جملات نمونه

finocchio is a popular ingredient in italian cuisine.

فینوچیو یک ماده محبوب در آشپزی ایتالیایی است.

she added finocchio to the salad for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، فینوچیو را به سالاد اضافه کرد.

finocchio can be roasted or eaten raw.

می‌توان فینوچیو را کباب کرد یا خام خورد.

many people enjoy the anise-like taste of finocchio.

بسیاری از مردم از طعم فینوچیو مانند آنیز لذت می‌برند.

finocchio pairs well with fish dishes.

فینوچیو با غذاهای ماهی به خوبی همراه است.

in the market, i found fresh finocchio.

من در بازار فینوچیو تازه پیدا کردم.

finocchio can be used in soups and stews.

می‌توان از فینوچیو در سوپ‌ها و خورش‌ها استفاده کرد.

she learned how to cook finocchio from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه فینوچیو را از مادربزرگش بپزد.

finocchio is often used in mediterranean dishes.

فینوچیو اغلب در غذاهای مدیترانه ای استفاده می شود.

he enjoys the crunchiness of raw finocchio.

او از تردی فینوچیو خام لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید