firmer

[ایالات متحده]/ˈfɜːmə/
[بریتانیا]/ˈfɜrmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخت یا جامد

عبارات و ترکیب‌ها

firmer grip

گرفتن محکم‌تر

firmer stance

موضع محکم‌تر

firmer resolve

تصمیم قوی‌تر

firmer foundation

پایه‌ محکم‌تر

firmer control

کنترل محکم‌تر

firmer commitment

تعهد محکم‌تر

firmer policy

سیاست محکم‌تر

firmer action

اقدام محکم‌تر

firmer tone

لحن محکم‌تر

firmer surface

سطح محکم‌تر

جملات نمونه

she needs to have a firmer grip on the situation.

او نیاز دارد تا کنترل بیشتری بر وضعیت داشته باشد.

the coach advised him to take a firmer stance in the game.

مربی به او توصیه کرد که در بازی موضع قوی تری بگیرد.

we should make a firmer commitment to our goals.

ما باید تعهد قوی تری به اهداف خود داشته باشیم.

it's important to have a firmer foundation for the project.

برای پروژه داشتن یک پایه محکم تر مهم است.

he spoke with a firmer tone during the meeting.

او در طول جلسه با لحنی قوی تر صحبت کرد.

they need to establish firmer guidelines for the team.

آنها باید دستورالعمل های سختگیرانه تری برای تیم تعیین کنند.

her resolve became firmer after the discussion.

بعد از بحث، اراده او قوی تر شد.

we are looking for a firmer solution to the problem.

ما به دنبال یک راه حل قوی تر برای این مشکل هستیم.

he took a firmer approach to managing his time.

او برای مدیریت زمان خود رویکرد قوی تری اتخاذ کرد.

to achieve success, you need a firmer mindset.

برای رسیدن به موفقیت، به یک ذهنیت قوی تر نیاز دارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید