first-degree

[ایالات متحده]/ˌfɜːstˈdiːɡriː/
[بریتانیا]/ˌfɜrstˈdiɡri/

ترجمه

adj.پایین‌ترین سطح؛ ملایمت‌ترین درجه؛ سطح اول

عبارات و ترکیب‌ها

first-degree burn

سوختگی درجه اول

first-degree relative

خویشاوند درجه اول

first-degree holder

دارنده مدرک ראשון

first-degree student

دانشجوی سال اول

first-degree importance

اهمیت درجه ראשון

first-degree program

برنامه کارشناسی

first-degree holder's

دارنده مدرک ראשון

first-degree qualification

صلاحیت ראשון

first-degree course

درس ראשון

جملات نمونه

the patient suffered a first-degree burn on their arm.

بیمار دچار سوختگی درجه اول در بازوی خود شد.

he achieved a first-degree black belt in karate.

او کمربند سیاه درجه اول را در کاراته به دست آورد.

the court case involved a first-degree relative of the defendant.

پرونده دادگاه شامل یک خویشاوند درجه اول متهم بود.

she completed a first-degree course in business administration.

او یک دوره کارشناسی ارشد در رشته مدیریت به پایان رساند.

the fire was classified as a first-degree hazard.

آتش‌سوزی به عنوان یک خطر درجه اول طبقه‌بندی شد.

he holds a first-degree position within the company.

او یک موقعیت درجه اول در شرکت دارد.

the software uses a first-degree algorithm for optimization.

نرم‌افزار از یک الگوریتم درجه اول برای بهینه‌سازی استفاده می‌کند.

the research paper focused on first-degree effects of the drug.

مقاله تحقیقاتی بر روی اثرات درجه اول دارو تمرکز داشت.

the system utilizes a first-degree filter for noise reduction.

سیستم از یک فیلتر درجه اول برای کاهش نویز استفاده می‌کند.

the analysis considered only first-degree interactions between variables.

تجزیه و تحلیل تنها به تعاملات درجه اول بین متغیرها توجه کرد.

the project required a first-degree understanding of the technology.

پروژه به درک درجه اول از فناوری نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید