empty flatteries
تعارفات خالی
sweet flatteries
تعارفات شیرین
false flatteries
تعارفات نادرست
flatteries abound
تعارفات فراوان هستند
flatteries galore
تعارفات فراوان
flatteries will
تعارفات خواهند بود
flatteries flow
تعارفات جریان دارند
insincere flatteries
تعارفات غیرصادقانه
flatteries fade
تعارفات محو می شوند
flatteries fall
تعارفات سقوط می کنند
her flattery was obvious, but it still made him smile.
تمجید او آشکار بود، اما باز هم لبخند به لب داشت.
he was tired of the flattery and wanted honest feedback.
او از این تعارفات خسته شده بود و بازخورد صادقانه میخواست.
flatteries can sometimes mask true intentions.
تعارفات گاهی اوقات میتوانند اهداف واقعی را پنهان کنند.
she used flattery to win over the difficult client.
او از تعارف برای راضی کردن مشتری سختگیر استفاده کرد.
his flattery was so exaggerated that it felt insincere.
تعارف او آنقدر اغراقآمیز بود که غیرصادقانه به نظر میرسید.
flatteries might get you ahead in some situations.
تعارفات ممکن است در برخی شرایط به شما کمک کنند.
she was known for her clever flattery that charmed everyone.
او به خاطر تعارفهای زیرکانه که همه را مجذوب خود میکرد، مشهور بود.
flatteries can sometimes backfire if overused.
تعارفات گاهی اوقات ممکن است به ضرر شما تمام شود اگر بیش از حد استفاده شوند.
he accepted her flattery with a nod, knowing it was not genuine.
او با سر تعارف او را پذیرفت، با این حال میدانست که این تعارفات واقعی نیستند.
flatteries may boost someone's ego, but they need to be genuine.
تعارفات ممکن است باعث افزایش اعتماد به نفس کسی شوند، اما باید واقعی باشند.
empty flatteries
تعارفات خالی
sweet flatteries
تعارفات شیرین
false flatteries
تعارفات نادرست
flatteries abound
تعارفات فراوان هستند
flatteries galore
تعارفات فراوان
flatteries will
تعارفات خواهند بود
flatteries flow
تعارفات جریان دارند
insincere flatteries
تعارفات غیرصادقانه
flatteries fade
تعارفات محو می شوند
flatteries fall
تعارفات سقوط می کنند
her flattery was obvious, but it still made him smile.
تمجید او آشکار بود، اما باز هم لبخند به لب داشت.
he was tired of the flattery and wanted honest feedback.
او از این تعارفات خسته شده بود و بازخورد صادقانه میخواست.
flatteries can sometimes mask true intentions.
تعارفات گاهی اوقات میتوانند اهداف واقعی را پنهان کنند.
she used flattery to win over the difficult client.
او از تعارف برای راضی کردن مشتری سختگیر استفاده کرد.
his flattery was so exaggerated that it felt insincere.
تعارف او آنقدر اغراقآمیز بود که غیرصادقانه به نظر میرسید.
flatteries might get you ahead in some situations.
تعارفات ممکن است در برخی شرایط به شما کمک کنند.
she was known for her clever flattery that charmed everyone.
او به خاطر تعارفهای زیرکانه که همه را مجذوب خود میکرد، مشهور بود.
flatteries can sometimes backfire if overused.
تعارفات گاهی اوقات ممکن است به ضرر شما تمام شود اگر بیش از حد استفاده شوند.
he accepted her flattery with a nod, knowing it was not genuine.
او با سر تعارف او را پذیرفت، با این حال میدانست که این تعارفات واقعی نیستند.
flatteries may boost someone's ego, but they need to be genuine.
تعارفات ممکن است باعث افزایش اعتماد به نفس کسی شوند، اما باید واقعی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید