floriculturist

[ایالات متحده]/ˌflɒrɪˈkʌltʃərɪst/
[بریتانیا]/ˌflɔːrɪˈkʌltʃərɪst/

ترجمه

n. شخصی که در کشت گل‌ها تخصص دارد

عبارات و ترکیب‌ها

floriculturist shop

فروشگاه گل‌فروشی

floriculturist expert

متخصص گل‌فروشی

floriculturist career

مسیر شغلی گل‌فروشی

floriculturist skills

مهارت‌های گل‌فروشی

floriculturist training

آموزش گل‌فروشی

floriculturist techniques

تکنیک‌های گل‌فروشی

floriculturist association

انجمن گل‌فروشی

floriculturist supplies

تجهیزات گل‌فروشی

floriculturist services

خدمات گل‌فروشی

floriculturist business

کسب و کار گل‌فروشی

جملات نمونه

the floriculturist designed a beautiful garden.

طراح باغ، یک باغ زیبا طراحی کرد.

many floriculturists specialize in rare flower species.

بسیاری از متخصصان گل، در گونه های نادر گل تخصص دارند.

a skilled floriculturist can increase flower yields.

یک متخصص گل ماهر می تواند عملکرد گل را افزایش دهد.

she became a floriculturist after studying horticulture.

او پس از تحصیل در رشته باغبانی، به یک متخصص گل تبدیل شد.

the floriculturist recommended seasonal flowers for the event.

متخصص گل، گل های فصلی را برای این رویداد توصیه کرد.

florists often collaborate with floriculturists for fresh supplies.

گل فروش ها اغلب برای تامین مواد اولیه تازه با متخصصان گل همکاری می کنند.

being a floriculturist requires a deep understanding of plant biology.

متخصص بودن در زمینه گل، به درک عمیقی از زیست شناسی گیاهان نیاز دارد.

he learned the trade under a renowned floriculturist.

او این حرفه را زیر نظر یک متخصص گل مشهور یاد گرفت.

the floriculturist's work was featured in a gardening magazine.

کارهای یک متخصص گل در یک مجله باغبانی به تصویر کشیده شد.

florists rely on floriculturists for high-quality blooms.

گل فروش ها برای گل های با کیفیت بالا به متخصصان گل متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید