floury texture
بافت پودری
floury potato
سیب زمینی پودری
floury dough
خمیر پودری
floury coating
پوشش پودری
floury taste
طعم پودری
floury surface
سطح پودری
floury appearance
ظاهر پودری
floury mixture
مخلوط پودری
floury bread
نان پودری
floury cake
کیک پودری
the cake turned out too floury and dense.
کیک خیلی آردی و سفت از کار درامد.
she prefers floury potatoes for her mashed dish.
او سیب زمینی های آردی را برای غذای پوره اش ترجیح می دهد.
his hands were floury after baking bread.
بعد از پخت نان، دست هایش آردی بود.
the floury texture of the sauce was unexpected.
بافت آردی سس غیرمنتظره بود.
she dusted the counter with floury powder.
او پیشخوان را با پودر آردی تمیز کرد.
floury pastries are my favorite treat.
من شیرینی های آردی را دوست دارم.
the floury residue was hard to clean.
آثار باقی مانده آردی را سخت بود که تمیز کرد.
they used a floury blend for the pizza crust.
آنها از یک مخلوط آردی برای خمیر پیتزا استفاده کردند.
her floury hands showed she had been cooking.
دست های آردی او نشان می داد که آشپزی کرده است.
the soup had a slightly floury taste.
سوپ طعم کمی آردی داشت.
floury texture
بافت پودری
floury potato
سیب زمینی پودری
floury dough
خمیر پودری
floury coating
پوشش پودری
floury taste
طعم پودری
floury surface
سطح پودری
floury appearance
ظاهر پودری
floury mixture
مخلوط پودری
floury bread
نان پودری
floury cake
کیک پودری
the cake turned out too floury and dense.
کیک خیلی آردی و سفت از کار درامد.
she prefers floury potatoes for her mashed dish.
او سیب زمینی های آردی را برای غذای پوره اش ترجیح می دهد.
his hands were floury after baking bread.
بعد از پخت نان، دست هایش آردی بود.
the floury texture of the sauce was unexpected.
بافت آردی سس غیرمنتظره بود.
she dusted the counter with floury powder.
او پیشخوان را با پودر آردی تمیز کرد.
floury pastries are my favorite treat.
من شیرینی های آردی را دوست دارم.
the floury residue was hard to clean.
آثار باقی مانده آردی را سخت بود که تمیز کرد.
they used a floury blend for the pizza crust.
آنها از یک مخلوط آردی برای خمیر پیتزا استفاده کردند.
her floury hands showed she had been cooking.
دست های آردی او نشان می داد که آشپزی کرده است.
the soup had a slightly floury taste.
سوپ طعم کمی آردی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید