fluctuates

[ایالات متحده]/ˈflʌk.tʃʊ.eɪts/
[بریتانیا]/ˈflʌk.tʃuˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نامنظم در تعداد یا مقدار افزایش و کاهش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

price fluctuates

قیمت نوسان می‌کند

demand fluctuates

تقاضا نوسان می‌کند

market fluctuates

بازار نوسان می‌کند

weather fluctuates

آب و هوا نوسان می‌کند

interest fluctuates

بهره نوسان می‌کند

value fluctuates

ارزش نوسان می‌کند

performance fluctuates

عملکرد نوسان می‌کند

supply fluctuates

عرضه نوسان می‌کند

temperature fluctuates

دما نوسان می‌کند

population fluctuates

جمعیت نوسان می‌کند

جملات نمونه

the stock market fluctuates daily, affecting many investors.

بازار سهام به طور روزانه نوسان دارد و بر بسیاری از سرمایه گذاران تأثیر می گذارد.

her mood fluctuates depending on the weather.

حالت او بسته به آب و هوا نوسان دارد.

the temperature fluctuates throughout the year.

دمای هوا در طول سال نوسان دارد.

interest rates fluctuate based on economic conditions.

نرخ بهره بر اساس شرایط اقتصادی نوسان دارد.

the price of oil fluctuates frequently in the market.

قیمت نفت به طور مکرر در بازار نوسان دارد.

his energy levels fluctuate during the day.

سطح انرژی او در طول روز نوسان دارد.

the demand for products fluctuates with consumer trends.

تقاضا برای محصولات با روند مصرف کننده نوسان دارد.

the water level in the river fluctuates with the seasons.

سطح آب در رودخانه با فصول نوسان دارد.

her weight fluctuates, making it hard to maintain a diet.

وزن او نوسان دارد و حفظ رژیم غذایی را دشوار می کند.

the number of visitors to the museum fluctuates during the holidays.

تعداد بازدیدکنندگان از موزه در تعطیلات نوسان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید