foal

[ایالات متحده]/fəʊl/
[بریتانیا]/fol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اسب جوان، به‌ویژه یکی که کمتر از یک سال سن دارد
vi. زاییدن یک کره‌اسب (از اسب و غیره)
vt. زاییدن یک کره‌اسب (از اسب و غیره)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریfoaling
جمعfoals
زمان گذشتهfoaled
قسمت سوم فعلfoaled
شکل سوم شخص مفردfoals

جملات نمونه

The mare is carrying a foal now.

آن مادیان اکنون یک کره اسب حمل می‌کند.

look at the foals—shame, aren't they sweet?.

به کره اسب‌ها نگاه کن - متاسفم، مگر اینها شیرین نیستند؟

The mare has just thrown a foal in the stable.

مادینه گاو نر به تازگی یک کره اسب را در طویله انداخته است.

Foal: Colt, filly or gelding up to one year of age.

پشت‌پا: اسب کوچک، مادیوی جوان، اسب مادیوی یا اسب阉ه‌شده تا سن یک سال.

The foal was born in the spring.

کره اسب در بهار متولد شد.

The mare is taking care of her foal.

مادینه گاو نر از کره اسب خود مراقبت می کند.

The foal is learning to walk.

کره اسب در حال یادگیری راه رفتن است.

The vet checked on the foal's health.

پزشک دامپزشکی از سلامت کره اسب بررسی کرد.

The foal frolicked in the pasture.

کره اسب با خوشحالی در مراتع بازی کرد.

The foal nuzzled its mother for comfort.

کره اسب برای آرامش مادر خود را بوسید.

The foal's coat was shiny and sleek.

پوشش کره اسب براق و صاف بود.

The foal's whinny could be heard across the field.

هیس کره اسب را می توان در سراسر زمین شنید.

The foal grew stronger with each passing day.

کره اسب با گذشت هر روز قوی تر می شد.

The foal pranced around playfully.

کره اسب به طور بازیگانه در اطراف می رقصید.

نمونه‌های واقعی

And that's exactly what we did with this Przewalski's foal named Kurt.

و این دقیقا همان کاری بود که با این کره اسب پزووالسکی به نام کردت انجام دادیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

First, Ulaana lassoes the foals, so the mares will stay close.

ابتدا، اولانا کره اسب‌ها را با طناب اسب‌سواری می‌گیرد تا مادیان‌ها نزدیک بمانند.

منبع: Human Planet

What we have here is the Friesian foal.

آنچه در اینجا داریم کره اسب فریسیان است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

But even the foals are feisty.

اما حتی کره اسب‌ها هم سرسخت هستند.

منبع: Human Planet

Once he's caught a foal, his cousin Tungaa must get a halter on before it escapes.

بلافاصله پس از گرفتن یک کره اسب، پسر عمویش، تونگا، باید قبل از فرار آن، افسار را به آن بزند.

منبع: Human Planet

But when we went in, there were no people—just a mare and two foals.

اما وقتی وارد شدیم، هیچکس آنجا نبود - فقط یک مادیان و دو کره اسب.

منبع: Theatrical play: Gulliver's Travels

Then they're left to calm down with their foals.

سپس آنها رها می‌شوند تا با کره اسب‌های خود آرام شوند.

منبع: Human Planet

Ulaana leans behind his horse, using its strength and weight to resist the pull of the foal.

اولانا پشت سر اسب خود خم می‌شود و از قدرت و وزن آن برای مقاومت در برابر کشش کره اسب استفاده می‌کند.

منبع: Human Planet

" Ah, you heard what they said, " said Hagrid dismissively, " they wouldn't hurt foals—I mean, kids."

« آه، شما شنیدید که آنها چه گفتند،» هریجر با بی‌اعتنایی گفت، «آنها به اسب‌های کوچک آسیب نمی‌رسانند - منظورم این است، بچه‌ها.»

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Maggie joined the Stephensons' other donkeys and it is hoped that she will deliver lots of foals.

مگی به دیگر گاوهای سواری استیونسون ها پیوست و امیدوارند که او تعداد زیادی کره اسب به دنیا بیاورد.

منبع: BBC Listening February 2016 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید