foreseeable

[ایالات متحده]/fɔːˈsiːəbl/
[بریتانیا]/fɔːrˈsiːəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل پیش بینی یا پیشگویی در آینده نزدیک.

عبارات و ترکیب‌ها

foreseeable future

آینده قابل پیش‌بینی

foreseeable consequences

پیامدهای قابل پیش‌بینی

جملات نمونه

the situation is unlikely to change in the foreseeable future.

به نظر نمی‌رسد که در آینده نزدیک وضعیت تغییر کند.

The statue will remain in the museum for the foreseeable future.

مجسمه برای آینده قابل پیش‌بینی در موزه باقی خواهد ماند.

work on the building will be shelved for the foreseeable future.

کار ساخت و ساز برای آینده قابل پیش‌بینی متوقف خواهد شد.

Things will continue as they are for the foreseeable future.

همه چیز همانطور که هست برای آینده قابل پیش‌بینی ادامه خواهد داشت.

It’s unlikely that the hospital will be closed in the foreseeable future.

احتمال بسته شدن بیمارستان در آینده نزدیک بعید است.

But others, who find Quine's arguments unpersuasive, hold that analytical philosophy has virtues quite sufficient to ensure it a role as a central philosophical method for the foreseeable future.

اما دیگران که استدلال‌های کوین را غیرمتقاعدکننده می‌دانند، معتقدند که فلسفه تحلیلی فضیلت کافی برای تضمین نقش آن به عنوان یک روش فلسفی مرکزی برای آینده قابل پیش‌بینی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید