formalizes

[ایالات متحده]/ˈfɔː.mə.laɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔːr.mə.laɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رسمی یا رسمی کردن (یک توافق، طرح و غیره)؛ به چیزی شکل یا ساختار قطعی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

formalizes agreement

رسمی کردن توافق

formalizes process

رسمی کردن فرآیند

formalizes policy

رسمی کردن سیاست

formalizes relationship

رسمی کردن رابطه

formalizes rules

رسمی کردن قوانین

formalizes standards

رسمی کردن استانداردها

formalizes structure

رسمی کردن ساختار

formalizes framework

رسمی کردن چارچوب

formalizes documentation

رسمی کردن مستندات

جملات نمونه

the new policy formalizes our commitment to sustainability.

سیاست جدید تعهد ما به پایداری را رسمى می‌کند.

he formalizes the agreement with a written contract.

وى توافق را با یک قرارداد کتبی رسمى می‌کند.

this law formalizes the rights of all citizens.

این قانون حقوق همه شهروندان را رسمى می‌کند.

she formalizes the process to ensure consistency.

وى فرآیند را رسمى می‌کند تا اطمینان حاصل شود.

the committee formalizes the rules for the competition.

کمیته قوانین مسابقه را رسمى می‌کند.

he formalizes his position in the organization.

وى جایگاه خود را در سازمان رسمى می‌کند.

the agreement formalizes our partnership.

توافقنامه شراکت ما را رسمى می‌کند.

the new guidelines formalize the expectations for employees.

دستورالعمل‌های جدید انتظارات کارکنان را رسمى می‌کند.

they need to formalize their plans before proceeding.

آنها باید قبل از ادامه دادن برنامه‌های خود را رسمى کنند.

the research project formalizes the collaboration between universities.

پروژه تحقیقاتى همکاری بین دانشگاه‌ها را رسمى می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید