fracturer

[ایالات متحده]/ˈfræktʃərə/
[بریتانیا]/ˈfræktʃərər/

ترجمه

n. یک فرد یا دستگاه که چیزی را شکافته یا می شکنند؛ دستگاه شکننده یا شکستن.

جملات نمونه

the bone fracturer accidentally broke the patient's leg during the examination.

شکستگی استخوان‌گر در حین معاینه به اشتباه پای بیمار را شکست.

hydraulic fracturers are commonly used in mining operations to break hard rock.

شکستگی‌های هیدرولیکی معمولاً در عملیات کارگاه‌های معادن برای شکستن سنگ‌های سخت استفاده می‌شود.

the stress fracturer in the bridge support beam required immediate structural repairs.

شکستگی ناشی از تنش در تیر تکیه‌گاه پل نیاز به تعمیرات ساختاری فوری داشت.

ice fracturers help glaciologists study the formation of antarctic ice sheets.

شکستگی‌های یخی به گلaciولوژیست‌ها کمک می‌کنند تا تشکیل لایه‌های یخی آنتارکتیک را مطالعه کنند.

elderly patients with osteoporosis often become multiple fracturer victims after minor falls.

بیماران سالمند با اسکلت‌پریویزی معمولاً پس از سقوط‌های خفیف به قربانی چندین شکستگی می‌شوند.

the rock fracturer attachment for the excavator significantly improved mining productivity.

پیوست شکستگی سنگ برای چکش‌کن به بهبود به‌طور معنی‌داری بهره‌وری کارگاه‌های معادن کمک کرد.

seismic fracturers measure the magnitude of underground tectonic movements.

شکستگی‌های زلزله‌ای اندازه حرکات ژئوتکتونیک زیرزمینی را اندازه‌گیری می‌کنند.

microfracturer analysis reveals hidden damage in materials under extreme stress.

تحلیل شکستگی‌های میکروسکوپی آسیب‌های پنهان در مواد تحت تنش شدید را نشان می‌دهد.

the metal fracturer caused significant damage to the aircraft component during testing.

شکستگی فلز در حین آزمایش به قطعه‌های هواپیما آسیب‌های قابل توجهی وارد کرد.

professional glass fracturers must wear protective equipment when handling sharp materials.

شکستگی‌های شیشه‌ای حرفه‌ای باید وقتی با مواد تیز کار کنند، تجهیزات حفاظتی را بپوشند.

the earthquake was classified as a major crustal fracturer by geological surveys.

زلزله توسط بررسی‌های ژئولوژیک به عنوان یک شکستگی گسترده لایه‌های زمین طبقه‌بندی شد.

compact bone fracturers assist forensic anthropologists in determining victim age.

شکستگی‌های استخوان‌های فشرده به انسان‌شناسان کriminalی کمک می‌کنند تا سن قربانی را تعیین کنند.

concrete fracturers must follow safety protocols when demolishing structures.

شکستگی‌های بتن باید وقتی ساختمان‌ها را تخریب می‌کنند، پروتکل‌های ایمنی را رعایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید