freehanding

[ایالات متحده]/ˈfriːˌhændɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfriːˌhændɪŋ/

ترجمه

adj. بدون استفاده از ابزار یا کمک‌های اندازه‌گیری طراحی شده یا ساخته شده
adv. بدون استفاده از ابزارهای طراحی؛ انجام شده به صورت آزاد دست

عبارات و ترکیب‌ها

freehanding drawing

کشیدن آزاد

freehanding sketch

طرح آزاد

freehanding style

سبک آزاد

freehanding technique

تکنیک آزاد

freehanding art

هنر آزاد

freehanding lines

خطوط آزاد

freehanding practice

تمرین آزاد

freehanding shapes

اشکال آزاد

freehanding techniques

تکنیک‌های آزاد

freehanding methods

روش‌های آزاد

جملات نمونه

he enjoys freehanding sketches of nature.

او از کشیدن طرح‌های آزادانه از طبیعت لذت می‌برد.

freehanding allows artists to express their creativity.

کشیدن آزادانه به هنرمندان اجازه می‌دهد تا خلاقیت خود را بیان کنند.

she prefers freehanding rather than using a ruler.

او ترجیح می‌دهد به جای استفاده از خط‌کش، آزادانه بکشد.

freehanding can improve your drawing skills.

کشیدن آزادانه می‌تواند مهارت‌های طراحی شما را بهبود بخشد.

he spent hours freehanding designs for the new project.

او ساعت‌ها برای پروژه جدید طرح‌هایی را آزادانه کشید.

freehanding is a great way to warm up before painting.

کشیدن آزادانه راهی عالی برای گرم کردن قبل از نقاشی است.

she showcased her talent by freehanding a mural.

او با کشیدن آزادانه یک نقاشی دیواری، استعداد خود را به نمایش گذاشت.

freehanding can be both relaxing and challenging.

کشیدن آزادانه می‌تواند هم آرامش‌بخش و هم چالش‌برانگیز باشد.

he loves freehanding intricate patterns.

او عاشق کشیدن آزادانه الگوهای پیچیده است.

freehanding gives a personal touch to digital art.

کشیدن آزادانه به هنر دیجیتال یک حس شخصی می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید