freezes

[ایالات متحده]/[ˈfriːzɪz]/
[بریتانیا]/[ˈfriːzɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present simple, 3rd person singular of freeze) یخبند شدن یا باعث یخبند شدن؛ سرد شدن به اندازه‌ای که یخ بزند؛ از حرکت یا کار کردن متوقف شدن؛ غیرفعال شدن؛ حفظ کردن غذا با انجماد؛ از ترس یا شوک خشک شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

freezes over

Persian_translation

freezes solid

Persian_translation

freezes up

Persian_translation

freezes quickly

Persian_translation

freezes slowly

Persian_translation

freezes shut

Persian_translation

جملات نمونه

the pipes freezes in the winter, so we need to insulate them.

لوله ها در زمستان یخ می زنند، بنابراین ما به عایق بندی آنها نیاز داریم.

my computer freezes frequently, which is very frustrating.

کامپیوتر من اغلب هنگ می کند که بسیار ناامید کننده است.

the lake freezes over during the harsh winter months.

در طول ماه های زمستان سخت، دریاچه یخ می زند.

she freezes when she has to speak in public.

وقتی باید در حضور عموم صحبت کند، او دچار اضطراب می شود.

the food freezes well in this freezer.

غذا در این فریزر خوب یخ می زند.

he freezes the peas to preserve them for later.

او برای استفاده بعدی نخود فرنگی ها را یخ می زند.

the road freezes after the rain and a sudden drop in temperature.

بعد از باران و کاهش ناگهانی دما، جاده یخ می زند.

the scientist freezes the sample to study its structure.

دانشمند نمونه را یخ می کند تا ساختار آن را مطالعه کند.

my blood freezes when i see spiders.

وقتی عنکبوت می بینم، خونم یخ می کند.

the mixture freezes into a solid mass when chilled.

مخلوط وقتی سرد شود به یک توده جامد تبدیل می شود.

the fountain freezes in the cold weather.

در هوای سرد فواره یخ می زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید