freezings

[ایالات متحده]/ˈfriːzɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfriːzɪŋz/

ترجمه

adj. یخ‌زده یا بسیار سرد

عبارات و ترکیب‌ها

freezings occur

وقوع یخبندان

freezings expected

انتظار می‌رود یخبندان رخ دهد

freezings are common

یخبندان رایج است

freezings can damage

یخبندان می‌تواند آسیب برساند

freezings in winter

یخبندان در زمستان

freezings may occur

ممکن است یخبندان رخ دهد

freezings and thawing

یخبندان و ذوب

freezings cause problems

یخبندان باعث ایجاد مشکل می‌شود

freezings at night

یخبندان در شب

freezings during storms

یخبندان در هنگام طوفان

جملات نمونه

we experienced several freezings this winter.

ما چندین بار در این زمستان دچار یخ زدگی شدیم.

the freezings caused delays in transportation.

یخ زدگی باعث تاخیر در حمل و نقل شد.

freezings can damage crops if not managed properly.

اگر به درستی مدیریت نشود، یخ زدگی می تواند به محصولات آسیب برساند.

after the freezings, the lake was completely frozen over.

پس از یخ زدگی، دریاچه کاملاً یخ زده بود.

we need to prepare for potential freezings this week.

ما باید برای یخ زدگی احتمالی این هفته آماده شویم.

freezings at night can be particularly harsh.

یخ زدگی در شب می تواند به طور خاص سخت باشد.

she warned us about the freezings expected tomorrow.

او ما را در مورد یخ زدگی پیش بینی شده برای فردا آگاه کرد.

freezings can lead to hazardous driving conditions.

یخ زدگی می تواند منجر به شرایط رانندگی خطرناک شود.

we should check the forecast for any freezings.

ما باید پیش بینی هوا را برای هرگونه یخ زدگی بررسی کنیم.

freezings are common in this region during winter.

یخ زدگی در این منطقه در طول زمستان رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید