friess

[ایالات متحده]/ˈfriːs/
[بریتانیا]/ˈfriːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

friess up

ترجمه فارسی

friess out

ترجمه فارسی

friess in

ترجمه فارسی

friessed

ترجمه فارسی

friessing

ترجمه فارسی

friesses

ترجمه فارسی

friess again

ترجمه فارسی

friess today

ترجمه فارسی

friess quickly

ترجمه فارسی

جملات نمونه

i love eating crispy fries with ketchup.

من دوست دارم پیتزا کرکی با کتچاپ بخورم.

the restaurant serves thick steak fries.

رستوران چیپس گوشت گرم می‌فروشند.

she ordered sweet potato fries instead of regular fries.

او چیپس گوجه فرنگی به جای چیپس معمولی سفارش داد.

curly fries are a popular snack at the fair.

چیپس مارپیچ در بازارچه محبوب است.

the chef made homemade fries from fresh potatoes.

شکیف چیپس خانگی از سیب زمینی تازه ساخت.

we shared a plate of golden fries.

ما یک بشکه چیپس طلایی با هم به اشتراک گذاشتیم.

these crinkle-cut fries are perfectly salted.

این چیپس‌های قطعه‌ای شکسته به طور کامل نمک دارند.

the food truck sells loaded fries with cheese and bacon.

ترانه غذایی چیپس‌های بارانی با پنیرو و گوشت سیاه می‌فروشند.

he prefers shoestring fries to thick-cut ones.

او چیپس‌های رشته‌ای را به جای چیپس‌های ضخیم ترجیح می‌دهد.

waffle fries go great with chicken sandwiches.

چیپس‌های وافل با ساندویچ گوشت مرغ بسیار خوب همراه هستند.

the bar offers beer-battered fries.

بار چیپس‌های شوره‌ای ارائه می‌دهد.

these fries taste salty and delicious.

این چیپس‌ها طعم نمکی و لذیذ دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید