frigid

[ایالات متحده]/ˈfrɪdʒɪd/
[بریتانیا]/ˈfrɪdʒɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار سرد; فاقد گرما

عبارات و ترکیب‌ها

frigid zone

منطقه سرد

جملات نمونه

a frigid refusal to a request.

یک درخواست با امتناع سرد

frigid weather the year around.

آب و هوای سرد در طول سال

Henrietta looked back with a frigid calm.

هنریتا با خونسردی سرد به عقب نگاه کرد.

despised the frigid weather in January.

او از هوای سرد و یخبندان در ژانویه متنفر بود.

The character of the pine and cypress is shown in frigid winter;the sincerity of one’s friend is shown in adverse circumstances.

شخصیت کاج و سرو در زمستان سرد نشان داده می شود؛ صداقت دوست شما در شرایط نامطلوب نشان داده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید