frontrunners emerge
رقبههای پیشرو ظهور میکنند
identify frontrunners
رقبههای پیشرو را شناسایی کنید
becoming frontrunners
در حال شدن به رقبههای پیشرو
leading frontrunners
رقبههای پیشرو رهبری میکنند
frontrunner status
وضعیت رقبههای پیشرو
clear frontrunners
رقبههای پیشرو واضح
support frontrunners
رقبههای پیشرو را حمایت کنید
early frontrunners
رقبههای پیشرو اولیه
challenge frontrunners
رقبههای پیشرو را چالش بیاندازید
frontrunners compete
رقبههای پیشرو به رقابت میپردازند
the frontrunners in the election are facing increased scrutiny.
نامزدهای پیشرو در انتخابات با افزایش نظارت مواجه هستند.
she emerged as a frontrunner early in the competition.
او بهعنوان یکی از نامزدهای پیشرو در ابتدای رقابت ظاهر شد.
analysts identified several frontrunners for the ceo position.
تحلیلگران چند نامزد پیشرو برای پست رییس اجرایی شناسایی کردند.
the frontrunners consistently outperformed their rivals.
نامزدهای پیشرو بهطور مداوم از رقبای خود پیشی گرفتند.
despite being a frontrunner, he remained humble and focused.
هر چند او یکی از نامزدهای پیشرو بود، اما همچنان خشک و متمرکز ماند.
the company's frontrunners presented their strategic plans.
نامزدهای پیشرو شرکت برنامههای استراتژیک خود را ارائه کردند.
the debate highlighted the differences between the frontrunners.
این بحث تفاوتهای بین نامزدهای پیشرو را روشن کرد.
the frontrunners secured crucial endorsements to boost their campaigns.
نامزدهای پیشرو تأییدیههای حیاتی را برای تقویت حملات خود کسب کردند.
even frontrunners can stumble and lose their advantage.
حتی نامزدهای پیشرو نیز میتوانند اشتباه کنند و مزیت خود را از دست بدهند.
the market research pointed to several frontrunners in the sector.
پژوهش بازار به چند نامزد پیشرو در این بخش اشاره کرد.
the team's frontrunners delivered exceptional results this quarter.
نامزدهای پیشرو تیم در این فصل نتایج بسیار خوبی ارائه دادند.
frontrunners emerge
رقبههای پیشرو ظهور میکنند
identify frontrunners
رقبههای پیشرو را شناسایی کنید
becoming frontrunners
در حال شدن به رقبههای پیشرو
leading frontrunners
رقبههای پیشرو رهبری میکنند
frontrunner status
وضعیت رقبههای پیشرو
clear frontrunners
رقبههای پیشرو واضح
support frontrunners
رقبههای پیشرو را حمایت کنید
early frontrunners
رقبههای پیشرو اولیه
challenge frontrunners
رقبههای پیشرو را چالش بیاندازید
frontrunners compete
رقبههای پیشرو به رقابت میپردازند
the frontrunners in the election are facing increased scrutiny.
نامزدهای پیشرو در انتخابات با افزایش نظارت مواجه هستند.
she emerged as a frontrunner early in the competition.
او بهعنوان یکی از نامزدهای پیشرو در ابتدای رقابت ظاهر شد.
analysts identified several frontrunners for the ceo position.
تحلیلگران چند نامزد پیشرو برای پست رییس اجرایی شناسایی کردند.
the frontrunners consistently outperformed their rivals.
نامزدهای پیشرو بهطور مداوم از رقبای خود پیشی گرفتند.
despite being a frontrunner, he remained humble and focused.
هر چند او یکی از نامزدهای پیشرو بود، اما همچنان خشک و متمرکز ماند.
the company's frontrunners presented their strategic plans.
نامزدهای پیشرو شرکت برنامههای استراتژیک خود را ارائه کردند.
the debate highlighted the differences between the frontrunners.
این بحث تفاوتهای بین نامزدهای پیشرو را روشن کرد.
the frontrunners secured crucial endorsements to boost their campaigns.
نامزدهای پیشرو تأییدیههای حیاتی را برای تقویت حملات خود کسب کردند.
even frontrunners can stumble and lose their advantage.
حتی نامزدهای پیشرو نیز میتوانند اشتباه کنند و مزیت خود را از دست بدهند.
the market research pointed to several frontrunners in the sector.
پژوهش بازار به چند نامزد پیشرو در این بخش اشاره کرد.
the team's frontrunners delivered exceptional results this quarter.
نامزدهای پیشرو تیم در این فصل نتایج بسیار خوبی ارائه دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید