fruitcake

[ایالات متحده]/'fruːt,keɪk/
[بریتانیا]/'frʊt,kek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیک حاوی میوه‌های خشک.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

delicious fruitcake

کیک میوه خوشمزه

festive fruitcake

کیک میوه جشن

homemade fruitcake

کیک میوه خانگی

جملات نمونه

She baked a delicious fruitcake for the holiday season.

او یک کیک میوه‌ای خوشمزه برای فصل تعطیلات پخت.

The fruitcake was filled with nuts and dried fruits.

کیک میوه با مغزها و میوه‌های خشک پر شده بود.

He received a fruitcake as a gift from his neighbor.

او یک کیک میوه را به عنوان هدیه از همسایه اش دریافت کرد.

The bakery sells a variety of fruitcakes during the Christmas season.

آن شیرینی فروشی انواع مختلف کیک میوه را در طول فصل کریسمس می‌فروشد.

I like to enjoy a slice of fruitcake with a cup of tea.

من دوست دارم یک برش کیک میوه را با یک فنجان چای نوش جان کنم.

Her grandmother's fruitcake recipe is a family tradition.

دستور العمل کیک میوه مادربزرگش یک سنت خانوادگی است.

The fruitcake was so dense and rich in flavor.

کیک میوه بسیار متراکم و با طعم غنی بود.

Every year, she makes a fruitcake to give to her coworkers.

هر سال، او یک کیک میوه درست می‌کند تا به همکارانش هدیه دهد.

The fruitcake was topped with a layer of marzipan.

کیک میوه با لایه‌ای از مارزیپان پوشانده شده بود.

They served fruitcake as a dessert at the party.

آنها کیک میوه را به عنوان دسر در مهمانی سرو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید