full-sized bed
خوابگاه کامل
full-sized image
تصویر کامل
full-sized refrigerator
یخچال کامل
full-sized print
چاپ کامل
full-sized version
نسخه کامل
full-sized screen
پرده کامل
full-sized suit
پوشاک کامل
full-sized model
مدل کامل
full-sized truck
ترک کامل
full-sized photo
عکس کامل
we bought a full-sized bed for our new apartment.
ما یک تخت تماممقیاس برای آپارتمان جدیدمان خریدیم.
the full-sized suv is perfect for family road trips.
سیوییوی تماممقیاس برای سفرهای خانوادگی ایدهآل است.
he prefers a full-sized keyboard for comfortable typing.
او بهتر است از کیبورد تماممقیاس برای تایپ راحتتر استفاده کند.
the restaurant offers a full-sized menu with many options.
رستوران یک منوی تماممقیاس با چندین گزینه ارائه میدهد.
she needed a full-sized refrigerator to fit her family.
او نیاز به یک یخچال تماممقیاس برای جایگاه خانوادهاش داشت.
the full-sized printout was necessary for the presentation.
چاپ تماممقیاس برای ارائه لازم بود.
they designed a full-sized mock-up of the new product.
آنها یک نمونهی تماممقیاس از محصول جدید طراحی کردند.
the full-sized image looked great on the wall.
تصویر تماممقیاس روی دیوار خیلی زیبایی به نظر میرسید.
he carried a full-sized guitar case to the gig.
او یک کیف گیتار تماممقیاس به سریعترین جایی برد.
the museum displayed a full-sized replica of the ship.
موزه یک نسخهی تماممقیاس از کشتی را نمایش داد.
we ordered a full-sized pizza for the party.
ما یک پیتزا تماممقیاس برای جشن تهیه کردیم.
full-sized bed
خوابگاه کامل
full-sized image
تصویر کامل
full-sized refrigerator
یخچال کامل
full-sized print
چاپ کامل
full-sized version
نسخه کامل
full-sized screen
پرده کامل
full-sized suit
پوشاک کامل
full-sized model
مدل کامل
full-sized truck
ترک کامل
full-sized photo
عکس کامل
we bought a full-sized bed for our new apartment.
ما یک تخت تماممقیاس برای آپارتمان جدیدمان خریدیم.
the full-sized suv is perfect for family road trips.
سیوییوی تماممقیاس برای سفرهای خانوادگی ایدهآل است.
he prefers a full-sized keyboard for comfortable typing.
او بهتر است از کیبورد تماممقیاس برای تایپ راحتتر استفاده کند.
the restaurant offers a full-sized menu with many options.
رستوران یک منوی تماممقیاس با چندین گزینه ارائه میدهد.
she needed a full-sized refrigerator to fit her family.
او نیاز به یک یخچال تماممقیاس برای جایگاه خانوادهاش داشت.
the full-sized printout was necessary for the presentation.
چاپ تماممقیاس برای ارائه لازم بود.
they designed a full-sized mock-up of the new product.
آنها یک نمونهی تماممقیاس از محصول جدید طراحی کردند.
the full-sized image looked great on the wall.
تصویر تماممقیاس روی دیوار خیلی زیبایی به نظر میرسید.
he carried a full-sized guitar case to the gig.
او یک کیف گیتار تماممقیاس به سریعترین جایی برد.
the museum displayed a full-sized replica of the ship.
موزه یک نسخهی تماممقیاس از کشتی را نمایش داد.
we ordered a full-sized pizza for the party.
ما یک پیتزا تماممقیاس برای جشن تهیه کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید