furlongs

[ایالات متحده]/ˈfɜːlɒŋz/
[بریتانیا]/ˈfɜrˌlɔŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع فرلنگ، واحدی از مسافت برابر با ۰.۲ کیلومتر

عبارات و ترکیب‌ها

two furlongs

دو فرلونگ

five furlongs

پنج فرلونگ

one furlong

یک فرلونگ

three furlongs

سه فرلونگ

four furlongs

چهار فرلونگ

six furlongs

شش فرلونگ

seven furlongs

هفت فرلونگ

eight furlongs

هشت فرلونگ

nine furlongs

نه فرلونگ

ten furlongs

ده فرلونگ

جملات نمونه

the horse raced for several furlongs before slowing down.

اسب برای چند فرلونگ مسابقه داد قبل از اینکه سرعتش کم شود.

we measured the distance in furlongs for the race.

ما فاصله را برای مسابقه به فرلونگ اندازه گیری کردیم.

the track was exactly five furlongs long.

مسیر مسابقه دقیقا پنج فرلونگ طول داشت.

she ran two furlongs in record time.

او دو فرلونگ را در زمان رکورد دوید.

furlongs are commonly used in horse racing.

فرلونگ ها معمولا در مسابقات اسب سواری استفاده می شوند.

the jockey guided the horse over the final furlong.

جک برای هدایت اسب در طول فرلونگ آخر.

he has a good grasp of furlongs and miles.

او درک خوبی از فرلونگ و مایل دارد.

the race was measured in furlongs to ensure accuracy.

مسابقه به فرلونگ اندازه گیری شد تا از دقت اطمینان حاصل شود.

they trained the horses to sprint the last furlong.

آنها اسب ها را برای دویدن سریع در طول فرلونگ آخر آموزش دادند.

she clocked her horse at five furlongs.

او سرعت اسبش را در پنج فرلونگ اندازه گیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید