furnishes

[ایالات متحده]/ˈfɜːnɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈfɜrnɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را فراهم یا تأمین کردن؛ فضایی را با مبلمان چیدمان یا تجهیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

furnishes support

ارائه پشتیبانی

furnishes information

ارائه اطلاعات

furnishes evidence

ارائه شواهد

furnishes details

ارائه جزئیات

furnishes resources

ارائه منابع

furnishes data

ارائه داده‌ها

furnishes solutions

ارائه راه حل‌ها

furnishes insights

ارائه بینش‌ها

furnishes access

ارائه دسترسی

furnishes materials

ارائه مواد

جملات نمونه

the company furnishes all the necessary equipment for the project.

شرکت تمام تجهیزات لازم برای پروژه را فراهم می‌کند.

this apartment furnishes a beautiful view of the city.

این آپارتمان منظره‌ای زیبا از شهر را فراهم می‌کند.

the school furnishes students with essential learning materials.

مدرسه مواد آموزشی ضروری را در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد.

the hotel furnishes guests with complimentary breakfast.

هتل صبحانه رایگان را در اختیار مهمانان قرار می‌دهد.

the organization furnishes support to local communities.

سازمان از جوامع محلی حمایت می‌کند.

the library furnishes access to a wide range of resources.

کتابخانه دسترسی به طیف گسترده‌ای از منابع را فراهم می‌کند.

the workshop furnishes participants with hands-on experience.

کارگاه تجربه عملی را در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌دهد.

the service furnishes clients with tailored solutions.

خدمات راهکارهای متناسب با نیاز مشتریان را فراهم می‌کند.

the event furnishes networking opportunities for professionals.

این رویداد فرصت‌های شبکه‌سازی را برای متخصصان فراهم می‌کند.

the program furnishes children with valuable life skills.

این برنامه مهارت‌های زندگی ارزشمند را در اختیار کودکان قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید