futurist

[ایالات متحده]/'fjʊtʃɚ,ɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در پیش‌بینی یا تصور آینده تخصص دارد، به‌ویژه در زمینه هنر.
Word Forms
جمعfuturists

جملات نمونه

the grim urban setting of the novel would have been a futurist nightmare.

فضای شهری تاریک و دلگیر رمان می‌توانست کابوسی آینده‌نگرانه باشد.

The futurist predicted technological advancements decades ahead of their time.

آینده‌نگر پیشرفت‌های فناوری را دهه‌ها قبل از زمان خود پیش‌بینی کرد.

As a futurist, she envisions a world with advanced artificial intelligence.

به عنوان یک آینده‌نگر، او دنیایی با هوش مصنوعی پیشرفته را تصور می‌کند.

The futurist's ideas about space travel inspired many scientists.

ایده‌های آینده‌نگر در مورد سفر فضایی الهام‌بخش بسیاری از دانشمندان بود.

He is known for his futurist approach to urban planning.

او به دلیل رویکرد آینده‌نگرانه‌اش در برنامه‌ریزی شهری شناخته شده است.

The futurist's books explore the possibilities of human evolution.

کتاب‌های آینده‌نگر، امکانات تکامل انسان را بررسی می‌کنند.

The futurist's keynote speech focused on the impact of automation on society.

سخنرانی کلیدی آینده‌نگر بر تأثیر خودکارسازی بر جامعه متمرکز بود.

Many companies consult with futurists to anticipate upcoming trends.

بسیاری از شرکت‌ها برای پیش‌بینی روند‌های آینده با آینده‌نگران مشورت می‌کنند.

The futurist's bold predictions often challenge conventional thinking.

پیش‌بینی‌های جسورانه آینده‌نگر اغلب تفکر متعارف را به چالش می‌کشند.

She is considered a leading futurist in the field of environmental sustainability.

او به عنوان یک آینده‌نگر پیشرو در زمینه پایداری محیط زیست در نظر گرفته می‌شود.

The futurist believes that renewable energy will shape the future of power generation.

آینده‌نگر معتقد است که انرژی‌های تجدیدپذیر شکل‌دهنده آینده تولید برق خواهند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید