gaits

[ایالات متحده]/ɡeɪts/
[بریتانیا]/ɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نحوه راه رفتن یا حرکت کردن با پا؛ جمع gait، اشاره به چکمه‌های پیاده‌روی

عبارات و ترکیب‌ها

slow gaits

گام‌های آهسته

fast gaits

گام‌های سریع

natural gaits

گام‌های طبیعی

varied gaits

گام‌های متنوع

smooth gaits

گام‌های روان

awkward gaits

گام‌های نامناسب

steady gaits

گام‌های ثابت

confident gaits

گام‌های با اعتماد به نفس

elegant gaits

گام‌های ظریف

distinct gaits

گام‌های متمایز

جملات نمونه

the horse has a smooth gaits that impresses the judges.

اسب دارای حرکات نرمی است که داوران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

different animals exhibit various gaits depending on their species.

حیوانات مختلف بسته به گونه خود، حرکات متنوعی از خود نشان می‌دهند.

she practiced her gaits to improve her dancing skills.

او برای بهبود مهارت‌های رقص خود، حرکاتش را تمرین کرد.

the trainer analyzed the horse's gaits for any irregularities.

مربی حرکات اسب را برای هرگونه ناهنجاری بررسی کرد.

his confident gaits made him stand out in the crowd.

حرکات با اعتماد به نفس او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

gaits can reveal a lot about an animal's health.

حرکات می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد سلامت یک حیوان آشکار کنند.

the dog trotted with playful gaits across the park.

سگ با حرکات بازیگانه در سراسر پارک قدم زد.

understanding the different gaits of horses is essential for riders.

درک حرکات مختلف اسب‌ها برای سوارکاران ضروری است.

she studied the gaits of various animals for her research project.

او برای پروژه تحقیقاتی خود، حرکات حیوانات مختلف را مطالعه کرد.

gaits can vary significantly between breeds of dogs.

حرکات می‌توانند بین نژادهای مختلف سگ‌ها به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید