gamete

[ایالات متحده]/'gæmiːt/
[بریتانیا]/'ɡæmit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلول زایشی، اصطلاح زیست‌شناسی که به سلول زایشی اشاره دارد که می‌تواند با سلول زایشی دیگری ترکیب شود تا یک فرد جدید تشکیل دهد.
Word Forms
جمعgametes

جملات نمونه

agamous Not involving the fusion of male and female gametes in reproduction.

بدون پیوند گامت‌های نر و ماده در تولید مثل.

Antherozoid (spermatozoid) The male gamete of algae, some gymnosperms, and the non-seed-bearing plants.

آندروزوئید (اسپرماتوزوئید) گامت نر جلبک‌ها، برخی از گیاهان سروی و گیاهان غیربذرده.

Gametangium (pl. gametangia) A cell or organ in which sexual cells (gametes) are produced.

گامتانگیم (pl. gametangia) سلولی یا ارگانی که سلول‌های جنسی (گامت‌ها) در آن تولید می‌شوند.

Cryptogam In early classifications, any plant that reproduces by spores or gametes rather than by seeds.

کریپتوگام در طبقه‌بندی‌های اولیه، هر گیاهی که با هاگ یا گامت‌ها و نه با دانه‌ها تولید مثل می‌کند.

Macrospore metrocyte of Pinus sylvestris var. mongolica developed to female gametophyte containing female gamete-egg by a series of changes.

ماکروسپور متروسیت از Pinus sylvestris var. mongolica که به گامتوفیت ماده حاوی گامت-تخم ماده از طریق یک سری تغییرات تبدیل شده است.

Individuals crossing exclusively within the same population produce more progeny than those crossing in both directions and thereby use up some of their gametes for the production of inviable hybrids.

افرادی که به طور انحصاری در داخل یک جمعیت خاص تولید مثل می‌کنند، بیشتر از کسانی که در هر دو جهت تولید مثل می‌کنند، فرزند تولید می‌کنند و در نتیجه بخشی از گامت‌های خود را برای تولید هیبریدهای غیرقابل تحمل مصرف می‌کنند.

Undulipodium (pl. undulipodia) A whiplike organelle that protrudes from a eukaryotic cell and is used chiefly for locomotion (e.g. motile gametes) or feeding (e.g. ciliate protoctists).

اندولیوپودیوم (تک. اندولیوپودیوم): یک اندامک شلاق مانند که از یک سلول یوکاریوتی بیرون زده و عمدتاً برای حرکت (به عنوان مثال، گامت‌های متحرك) یا تغذیه (به عنوان مثال، پروتكتیست‌های سيليا) استفاده می‌شود.

cystozygote General term for a zygote that has encysted immediately after fusion of gametes in syngamy; such a zygote is found in various groups of flagellates and sporozoa.

سیتوزيگوت اصطلاح کلی برای زایمان که بلافاصله پس از ادغام گامت‌ها در سینگامی محصور شده است؛ چنین زایمان در گروه‌های مختلف تاژک‌داران و اسپوروزا یافت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید