gangrening

[ایالات متحده]/ˈɡæŋɡərɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæŋɡrɪnɪŋ/

ترجمه

v. روند توسعه گانگرن

عبارات و ترکیب‌ها

gangrening wound

زخم گنگرینی

gangrening tissue

بافت گنگرینی

gangrening infection

عفونت گنگرینی

gangrening process

فرآیند گنگرینی

gangrening foot

پای گنگرینی

gangrening disease

بیماری گنگرینی

gangrening ulcer

زیر پوستی گنگرینی

gangrening leg

پای گنگرینی

gangrening skin

پوست گنگرینی

gangrening condition

وضعیت گنگرینی

جملات نمونه

his foot was gangrening due to a lack of blood flow.

کف پای او به دلیل کمبود جریان خون در حال گنگرن شدن بود.

the doctor warned that untreated wounds could lead to gangrening.

پزشک هشدار داد که زخم های درمان نشده می توانند منجر به گنگرن شوند.

gangrening can occur if diabetes is not managed properly.

گنگرن می تواند رخ دهد اگر دیابت به درستی مدیریت نشود.

he had to undergo surgery to remove the gangrening tissue.

او مجبور شد تحت عمل جراحی قرار گیرد تا بافت گنگرن شده را خارج کند.

gangrening is a serious condition that requires immediate attention.

گنگرن یک وضعیت جدی است که نیاز به توجه فوری دارد.

the patient was at risk of gangrening due to infection.

بیمار به دلیل عفونت در معرض خطر گنگرن بود.

preventing gangrening involves proper wound care.

جلوگیری از گنگرن شامل مراقبت مناسب از زخم می شود.

he learned about the signs of gangrening in his medical training.

او در طول آموزش پزشکی خود در مورد علائم گنگرن یاد گرفت.

gangrening can lead to amputation if not treated in time.

اگر به موقع درمان نشود، گنگرن می تواند منجر به قطع عضو شود.

she was terrified of the possibility of gangrening after her injury.

او پس از آسیب دیدگی از احتمال گنگرن می ترسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید