gangsterism

[ایالات متحده]/'ɡæŋstərizəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت‌های جنایی و افراد درگیر در جرم سازمان‌یافته.

جملات نمونه

They charged that the press is romanticizing gangsterism.

آنها ادعا کردند که رسانه ها در حال زیبایی‌بخش کردن قاچاقچی‌گری هستند.

I enjoy gangster films as much as anyone else, and I don't deny there is an Italian Mafia (although gangsterism is certainly not exclusive to us).

من به اندازه هر کسی از فیلم‌های گانگستر لذت می‌برم و انکار نمی‌کنم که یک مافیای ایتالی وجود دارد (اگرچه قاچاقچی‌گری قطعاً به ما اختصاص داده نشده است).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید