gargantuan

[ایالات متحده]/ɡɑːˈɡæntʃuən/
[بریتانیا]/ɡɑːrˈɡæntʃuən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.巨大; 巨人般的

جملات نمونه

My gargantuan,pristine machine was good for writing papers and playing solitaire,and that was all.

ماشین غول‌پیکر، تمیز و عالی من برای نوشتن مقالات و بازی کردن سلوت خوب بود، و همین کافی بود.

Falk even persuaded Nike to spend at least $1 million marketing Jordan, a gargantuan sum at the time.

فالک حتی متقاعد کرد نایک حداقل 1 میلیون دلار برای بازاریابی جردن هزینه کند، مبلغی بسیار زیاد در آن زمان.

The company built a gargantuan warehouse to store all their products.

شرکت یک انبار غول‌پیکر برای نگهداری از تمام محصولات خود ساخت.

The gargantuan task of organizing the event fell on her shoulders.

وظیفه غول‌پیکر سازماندهی رویداد بر عهده او بود.

He was impressed by the gargantuan size of the mountain.

او تحت تأثیر اندازه غول‌پیکر کوه قرار گرفت.

The movie featured a gargantuan monster terrorizing the city.

فیلم دارای یک هیولای غول‌پیکر بود که شهر را به وحشت انداخته بود.

The team faced a gargantuan challenge in completing the project on time.

تیم با چالش غول‌پیکری در اتمام پروژه به موقع روبرو شد.

She had a gargantuan appetite and could eat enormous amounts of food.

او اشتهای غول‌پیکری داشت و می‌توانست مقادیر زیادی غذا بخورد.

The gargantuan elephant towered over the other animals at the zoo.

فیل غول‌پیکر بر سایر حیوانات در باغ وحش سایه افکنده بود.

The company's profits saw a gargantuan increase after the new product launch.

پس از عرضه محصول جدید، سود شرکت افزایش غول‌پیکری را تجربه کرد.

The shipwreck left a gargantuan hole in the hull of the vessel.

کشتی شکسته، یک حفره غول‌پیکر در بدنه کشتی ایجاد کرد.

The gargantuan building dominated the skyline of the city.

ساختمان غول‌پیکر خط افق شهر را تحت سلطه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید