gastropod

[ایالات متحده]/'gæstrəpɒd/
[بریتانیا]/ˈɡæstrəˌpɑd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نرم‌تن که به کلاس Gastropoda تعلق دارد، که با پای ماهیچه‌ای برای حرکت و پوسته‌ای در پشت خود مشخص می‌شود.
Word Forms

جملات نمونه

family of marine gastropods comprising the cowries.

خانواده‌ای از حلزون‌های دریایی که شامل حلزون‌های صدف‌دار است.

1.Any of various marine gastropods of the genus Murex common in tropical seas and having rough, spiny shells, especially M. trunculus, the source of Tyrian purple.

هر یک از انواع مختلف حلزون‌های دریایی از جنس مورکس که در دریاهای گرمسیری رایج هستند و دارای پوسته‌های خشن و خاردار، به ویژه M. ترونکولوس، منبع رنگ بنفش تایر.

The gastropod slowly crawled along the ocean floor.

حلزون به آرامی در کف اقیانوس خزید.

The researcher studied the anatomy of the gastropod.

محقق آناتومی حلزون را مطالعه کرد.

The gastropod left a trail in the sand as it moved.

همانطور که حلزون حرکت می‌کرد، ردپایی در شن و ماسه‌ها به جا گذاشت.

The shell of the gastropod was beautifully patterned.

پوسته‌ی حلزون به زیبایی الگو شده بود.

Gastropods are a diverse group of mollusks.

حلزون‌ها گروهی متنوع از نرم‌تنان هستند.

The gastropod feeds on algae and small organisms.

حلزون از جلبک‌ها و موجودات کوچک تغذیه می‌کند.

The gastropod retracted into its shell for protection.

حلزون برای محافظت به داخل پوسته‌اش رفت.

Gastropods play an important role in marine ecosystems.

حلزون‌ها نقش مهمی در اکوسیستم‌های دریایی ایفا می‌کنند.

The gastropod's movement is slow and deliberate.

حرکت حلزون کند و سنجیده است.

The gastropod is a common sight in tide pools.

حلزون منظره‌ای رایج در حوضچه‌های جزر و مدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید