pressure gauges
سنجشگرهای فشار
temperature gauges
سنجشگرهای دما
fuel gauges
سنجشگرهای سوخت
water gauges
سنجشگرهای آب
level gauges
سنجشگرهای سطح
digital gauges
سنجشگرهای دیجیتال
gauge readings
خواندنهای فشارسنج
gauge calibration
کالیبراسیون فشارسنج
gauge accuracy
دقت فشارسنج
gauge types
انواع فشارسنج
he uses various gauges to measure the pressure.
او از انواع مختلف فشارسنجها برای اندازهگیری فشار استفاده میکند.
the technician checked the gauges for accuracy.
تکنسین فشارسنجها را برای اطمینان از صحت بررسی کرد.
different gauges can provide different readings.
فشارسنجهای مختلف میتوانند خوانشهای متفاوتی ارائه دهند.
she calibrated the gauges before starting the experiment.
او قبل از شروع آزمایش فشارسنجها را کالیبره کرد.
the fuel gauges indicated that the tank was nearly empty.
فشارسنج سوخت نشان داد که مخزن تقریبا خالی است.
he learned to read the gauges on the dashboard.
او یاد گرفت که فشارسنجهای داشبورد را بخواند.
the gauges showed a significant drop in temperature.
فشارسنجها نشان دادند که دمای آن به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
they installed new gauges in the control room.
آنها فشارسنجهای جدید را در اتاق کنترل نصب کردند.
regular maintenance ensures the gauges function properly.
تعویض منظم، عملکرد صحیح فشارسنجها را تضمین میکند.
the gauges were malfunctioning, causing incorrect readings.
فشارسنجها دچار نقص فنی شده بودند و باعث خوانشهای نادرست میشدند.
pressure gauges
سنجشگرهای فشار
temperature gauges
سنجشگرهای دما
fuel gauges
سنجشگرهای سوخت
water gauges
سنجشگرهای آب
level gauges
سنجشگرهای سطح
digital gauges
سنجشگرهای دیجیتال
gauge readings
خواندنهای فشارسنج
gauge calibration
کالیبراسیون فشارسنج
gauge accuracy
دقت فشارسنج
gauge types
انواع فشارسنج
he uses various gauges to measure the pressure.
او از انواع مختلف فشارسنجها برای اندازهگیری فشار استفاده میکند.
the technician checked the gauges for accuracy.
تکنسین فشارسنجها را برای اطمینان از صحت بررسی کرد.
different gauges can provide different readings.
فشارسنجهای مختلف میتوانند خوانشهای متفاوتی ارائه دهند.
she calibrated the gauges before starting the experiment.
او قبل از شروع آزمایش فشارسنجها را کالیبره کرد.
the fuel gauges indicated that the tank was nearly empty.
فشارسنج سوخت نشان داد که مخزن تقریبا خالی است.
he learned to read the gauges on the dashboard.
او یاد گرفت که فشارسنجهای داشبورد را بخواند.
the gauges showed a significant drop in temperature.
فشارسنجها نشان دادند که دمای آن به طور قابل توجهی کاهش یافته است.
they installed new gauges in the control room.
آنها فشارسنجهای جدید را در اتاق کنترل نصب کردند.
regular maintenance ensures the gauges function properly.
تعویض منظم، عملکرد صحیح فشارسنجها را تضمین میکند.
the gauges were malfunctioning, causing incorrect readings.
فشارسنجها دچار نقص فنی شده بودند و باعث خوانشهای نادرست میشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید