gender-biased

[ایالات متحده]/[ˈdʒendə baɪəsd]/
[بریتانیا]/[ˈdʒender baɪəsd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن یا نمایش ترجیح یک جنسیت بر دیگری؛ تحت تأثیر قرار گرفته یا منعکس کننده نمودارهای جنسیتی؛ مربوط به یا مشخص شده توسط تحریف جنسیتی.

عبارات و ترکیب‌ها

gender-biased language

زبان تبعیض‌گرای جنسیتی

avoiding gender-biased

پرهیز از تبعیض‌گرای جنسیتی

gender-biased roles

نقش‌های تبعیض‌گرای جنسیتی

was gender-biased

تبعیض‌گرای جنسیتی بود

gender-biased system

سیستم تبعیض‌گرای جنسیتی

inherently gender-biased

تبعیض‌گرای جنسیتی ذاتی

highly gender-biased

خیلی تبعیض‌گرای جنسیتی

being gender-biased

تبعیض‌گرای جنسیتی بودن

gender-biased assumptions

فرضیات تبعیض‌گرای جنسیتی

seemingly gender-biased

به نظر می‌رسد تبعیض‌گرای جنسیتی باشد

جملات نمونه

the job advertisement contained gender-biased language, discouraging female applicants.

آگهی استخدام حاوی زبان تمایز‌گرای جنسیتی بود که از درخواست‌کنندگان زن بازدارنده بود.

we need to eliminate gender-biased assumptions in our research design.

ما نیاز داریم تا فرضیات تمایز‌گرای جنسیتی را در طراحی تحقیقات خود حذف کنیم.

the media often perpetuates gender-biased stereotypes about careers.

رسانه‌ها اغلب نمادهای تمایز‌گرای جنسیتی در مورد شغل‌ها را تداوم می‌دهند.

the curriculum was criticized for being heavily gender-biased towards male historical figures.

این محتوا به دلیل تمایز‌گرایی زیاد در مورد شخصیت‌های تاریخی مرد مورد انتقاد قرار گرفت.

it's important to identify and challenge gender-biased norms in the workplace.

شناسایی و چالش گذاری نرم‌های تمایز‌گرای جنسیتی در محیط کار مهم است.

the algorithm was found to be gender-biased in its loan application scoring.

این الگوریتم به دلیل تمایز‌گرایی جنسیتی در ارزیابی درخواست‌های وام کشف شد.

we aim to create a more inclusive environment free from gender-biased expectations.

ما هدف داریم محیطی بیشتر شامل‌کننده ایجاد کنیم که از انتظارات تمایز‌گرای جنسیتی پاک باشد.

the study highlighted the pervasive nature of gender-biased attitudes in society.

این مطالعه طبیعت گسترده‌ی نگرش‌های تمایز‌گرای جنسیتی در جامعه را روشن کرد.

the legal system must address and correct for gender-biased practices.

سیستم حقوقی باید با رفتارهای تمایز‌گرای جنسیتی مواجه شود و آن‌ها را اصلاح کند.

the company is committed to removing gender-biased language from its internal communications.

شرکت تعهد دارد زبان تمایز‌گرای جنسیتی را از ارتباطات داخلی خود حذف کند.

the survey revealed a significant level of gender-biased opinions among participants.

این پرسش‌نامه نظرات تمایز‌گرای جنسیتی قابل توجهی بین شرکت‌کنندگان را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید